وبلاگ

چرا باید با خواسته‌هامون هم فرکانس بشیم؟

چرا باید با خواسته‌هامون هم فرکانس بشیم؟

در این مقاله سعی داریم تا در خصوص موضوعی تحت عنوان “فرکانس” و “هم‌جهت کردن فرکانس با خواسته‌‌ها” صحبت کنیم و بیشتر در این خصوص بدانیم.

پس تا انتها با ما همراه باشید.

 

“هر چیزی از انرژی تشکیل شده است و دیگر هیچ. فرکانس حقیقتی که می‌خواهید تجربه کنید را با فرکانس خود تطبیق بدهید، در آن صورت بدون شک آن حقیقت نمایان خواهد شد.”

آلبرت انیشتین

ما در جهانی فرکانسی و سرشار از ارتعاش و امواج فرکانسی زندگی می‌کنیم و افکار ما دارای فرکانس و انرژی بوده و هر اطلاعاتی که آن‌را بپذیریم و به عقیده  و باور ما تبدیل شود، کاملا روی این موضوع که ما به خواسته‌های خود برسیم یا خیر، تاثیرگذار است.

این موضوع را از قانون ارتعاش به خوبی می‌دانیم که هر آن چه در این جهان وجود دارد، دارای فرکانس، لرزش و ارتعاش بوده و حتی این لرزش و فرکانس، در کوچکترین اجزاء سازنده‌ی اتم‌ها نیز موجود است.

این فرکانس و لرزش برای هر ماده، منحصر به فرد است. مثلا یک تکه از طلا، مقدار مشخصی فرکانس و ارتعاش دارد. این موضوع نیز ثابت شده است که مغز و ذهن انسان با فکر کردن به چیزهای مشخص، امواج انرژی با فرکانس های مشخصی را به جهان منتشر می‌کند که این امواج می‌توانند روی ماده و ذهن افراد دیگر اثر بگذارند و ارتعاش و فرکانس آنها را تغییر دهند.

همچنین از قانون جذب این را به خوبی می‌دانیم که افکار ما، افراد، موقعیت‌ها، اتفاقات و یا چیزهایی را به سمتمان جذب می‌کند که دارای فرکانس و ارتعاشی مشابه آن فکر است.

هم جهت شدن با خواسته را می‌توان اینگونه بیان کرد:

قانون نخست:

نخستین قانون ارتعاش است و شدت این ارتعاش را فرکانس می‌نامیم.
قانون ارتعاش به ما می‌گوید که هر چیزی در این جهان، در حال حرکت است. یعنی اگر دست خود را زیر میکروسکوپ قرار دهیم و آن را مشاهده نماییم، می‌توانیم حرکت ذرات کوچک را ببینیم و این قانون حتی در مورد ذرات ریزتر از اجزای درونی هسته نیز صادق است.

قانون دوم:

اکنون زمانی که ما به چیزی فکر می‌کنیم، نوبت به قانون دوم، یعنی قانون جذب می‌رسد که شروع به کار کرده و شرایط مطابق با آن فکر را برای ما ترجمه و ارسال می‌نماید.

در واقع اینگونه می‌توانیم بیان کنیم که زمانی که ما خواسته‌ای داریم و آن را احساس می‌کنیم، یعنی در حال ارسال ارتعاش هستیم و قانون نیز شروع به کار می‌کند. این احساس ماست که ارتعاشات را ایجاد کرده و این ارتعاش و احساس خوب، یعنی هماهنگی با خواسته. پس اگر احساس بدی داشته باشیم، ارتعاش بد نیز ارسال می‌کنیم و با اتفاقات با پایه احساسی مشابه بد را جذب می کنیم.

زمانی که قصد داریم با پول هماهنگ شویم، باید ارتعاش آن را ارسال کنیم. چگونه؟ پاسخ مشخص است، کافی است که زمانی که پولی دریافت می‌کنیم، حتی اگر مقدار آن کم باشد، برای این پول شوق و ذوق داشته باشیم و آن را به خوبی احساس کنیم. در این زمان است که در مدارش قرار گرفته‌ایم و از آن فرکانس بیشتر و بیشتر دریافت می‌کنیم.

باید این موضوع را به خاطر بسپاریم که بالاترین فرکانس‌ها و ارتعاشات، سپاسگزاری برای نعمت‌هایی است که اکنون در اختیار داریم و نعمت‌هایی که از خداوند می‌خواهیم.

هم فرکانسی با خواسته ها

 

هم‌فرکانس شدن با خواسته:

تعیین هدف:

برای هم‌فرکانس شدن با خواسته‌ی خود، اولین و مهمترین قدم هدف‌گذاری است. این هدف‌گذاری به این معناست که بدانیم که واقعا چه چیزی را می‌خواهیم؟ پس ابتدا باید روی هدف‌گذاری متمرکز شویم چرا که اگر واقعا بفهمیم چه چیزی را می‌خواهیم، نصف راه را به راحتی طی کرده‌ایم.
برای هدف‌گذاری اصلا نباید عجله کرد، بلکه لازم است تمامی جوانب و ترمزها را در نظر گرفته و آن چیزی که برایمان باورپذیر است را مکتوب نماییم. در همین زمان که در حال تمرکز روی هدف‌گذاری هستیم، خواه ناخواه تجسم می‌کنیم و ارتعاش آن را ارسال می‌نماییم.

پس باید این خواسته برای ما مشخص و واضح شود و به نظر می‌رسد این کار با ادامه دادن اتفاق می‌افتد.

تعیین میزان علاقه به خواسته:

اکنون خواسته‌ی ما واضح شده است و احساسی خوب در خصوص این خواسته پیدا کرده‌ایم. اکنون زمان آن رسیده است که به درون خود مراجعه نموده و دریابیم که چقدر این خواسته را می‌خواهیم و بر همین مبنا، نمره‌ای از یک تا ده به خود بدهیم. اگر با وجود تمامی موانع و ترس‌ها، باز هم با تمام وجود آن هدف را خواستیم، می‌توانیم به خود نمره ده بدهیم و اقدام نماییم.

حال این اقدام به چه صورت است؟ واضح است. ابتدا باید به خود تعهد دهیم و بپذیریم که با تمام وجود، به خواسته‌ی خود پایبند هستیم و تا زمانی که به این خواسته نرسیدیم، به کار دیگری مشغول نمی‌شویم و این تعهد را مکتوب می‌نماییم و این تعهد مکتوب شده را همراه با خواسته‌ی مکتوب شده، در جایی که آن را ببینیم قرار می‌دهیم و با تمام وجود نیز روی خواسته‌ی خود تمرکز می‌کنیم و دائماََ به این خواسته فکر می‌نماییم.

بسیار خوب است اگر ذهن را باز گذاشته و روی ترمزهای خود، با ایجاد باورهای مناسب کار کنیم و دائماََ در حین کار، به هدف‌هایی که قبلا مکتوب کرده‌ایم، چشم بدوزیم و آن را تجسم کنیم. حتی لحظه‌ای نباید از اندیشه‌ در خصوص خواسته‌ی خود دست برداریم و اینگونه است که راه‌ها به ما نشان داده خواهد شد.

چرا این راه‌ها به ما نشان داده می‌شود؟ چون ما از لحظه‌ی هدف‌گذاری، دائماََ فرکانس خواسته‌ی خود را ارسال کردیم و جهان نیز به ما پاسخ می‌دهد. این را باید بدانیم که اگر، خواسته‌ای در دلمان افتاد و توانایی انجامش را داریم، هر چه جلوتر برویم و حرکت کنیم، فرکانس‌های ما قوی‌تر شده و جواب‌های جهان به این فرکانس‌ها نیز محکمتر و قوی‌تر می‌شود.

چیزی که در این مسیر بسیار مهم است، تمرکز، ایمان به خدا و خودمان است و باید این سه نکته و کلید مهم را با هر روشی تقویت کنیم. اینگونه است که ما می‌توانیم با تمام وجود به خواسته‌ی خود برسیم و بدانیم که این یک دستورالعمل کاربردی است.

باورپذیری خواسته:

اکنون که خواسته و هدف خود را مشخص کردیم، بهتر است به بحث “باورپذیر بودن خواسته” بپردازیم. می‌توانیم الگوهایی را دریابیم که توانسته‌اند این خواسته‌ای که ما در وجود خود داریم را حتی به بهترین شکل و بیشتر از ما انجام دهند و آن را عملی کنند و به آن برسند. درواقع بهتر است این را نیز از خداوند بخواهیم تا برای ما الگوهایی را در مسیرمان قرار دهد و ما را به سمت این الگوها هدایت کند.

حال که این الگوها را یافتیم چه کنیم؟ می‌توانیم این الگوها را تحسین کنیم، چرا که این تحسین به قدر زیادی فرکانس خالص و ناب است و اثر آن نیز شگرف و جذاب. این “تحسین” را می‌توانیم یک اهرم در نظر بگیریم که خداوند برای ما قرار داده است تا بتوانیم خیلی خوب و راحت، وارد مدار خواسته‌ی خود شویم. داستان این است که یک فاصله‌ی فرکانسی بین ما و خواسته‌ی ما وجود دارد که با همین احساس خوب ارسال فرکانس است که پر می‌شود.

همچنین ما زمانی می‌توانیم فرکانس خواسته‌ی خود را بفرستیم که خواسته‌ی خود را نیز درک کنیم. به همین دلیل است که زندگینامه افراد ثروتمند و مشهور را می‌خوانیم و بازی فراوانی را انجام می‌دهیم تا ثروت را درک کنیم.

یافتن باورهای محدود کننده:

قدم بعد این است که باورهای محدود کننده را شناسایی کنیم. باورهایی که در قالب ترمزهایی ما را محدود می‌کنند و سرعت ما را در رسیدن به این خواسته ها کم و یا صفر می‌کنند. گاهی اوقات می‌توانیم به تجسمات خود رجوع کنیم. مثلا اگر زمانی که می‌خواهیم گواهینامه خودرو دریافت کنیم، در تجسم خود بترسیم و تصور کنیم که به محض رانندگی و حرکت، با در و دیوار و دیگر خودروها برخورد خواهیم کرد، این خود یک باور محدود کننده است که در تجسم خود داریم.

یکی دیگر از راه‌های شناسایی این باورهای محدود کننده، همان پرسش است. باید تعدادی سوال درباره نحوه برآورده شدن خواسته و امکان برآورده شدن آن و ترس هایمان بپرسیم و هر پاسخی که به ذهنمان می‌رسد را در مقابل این پرسش ها یادداشت نماییم. در انتها نیز نمره‌ای از 1 تا 10 به خود می‌دهیم. زمانی که در پایان کار، پاسخ‌های خود را می‌خوانیم، به راحتی متوجه این موضوع می‌شویم که آیا این یک باور محدود کننده است یا خیر؟

برای مطالعه بیشتر در زمینه شناسایی ترمزها، اینجا کلیک نمایید.

ایجاد باورهای قدرتمند:

دیگر قدمی که باید برداشت، ایجاد باورهایی قدرتمند است که با خواسته‌ی ما هم سو و هم‌جهت باشد. خصوصا باور فراوانی و لیاقت، دو مورد از مهم ترین باورهایی است که باید برای رسیدن به هر خواسته ای در خودمان ایجاد کنیم.

در مقالات بخش ذهنت را تربیت کن، باورهای مختلفی از جمله ثروت و لیاقت بیان گردیده است.

تمرکز روی نکات مثبت:

تمرکز و توجه به نکات مثبت موجود در اطراف و هماهنگ با خواسته‌ی مورد نظر، می‌تواند حس بهتری را در ما ایجاد نماید. توجه به نکات مثبت یعنی عدم تمرکز روی نکات منفی یا دلایلی که ذهنمان برای نرسیدن به خواسته‌ی مورد نظر در مقابل ما قرار می‌دهد. این یعنی حرکت سریع‌تر به سمت خواسته.

تجسم کردن:

در این قدم لازم است تا خود را در حالتی تصور کنیم که به خواسته‌ی مورد نظر خود رسیده‌ایم. یعنی به صورت لحظه‌ای و در ذهن، حس خوب رسیدن به خواسته را تجسم کنیم.

سپاسگزاری:

سپاسگزاری یعنی جادوی برکت و نعمت و اتفاقات خوب زندگی.

زمانی که سپاسگزاریم، یعنی به خاطر هر چیزی که داریم، هرچند کوچک، خداوند را شاکریم. البته این را باید بدانیم که این داشته ها در ذهن ما کوچک است و ما اگر به همین سلامتی بنگریم، در می‌یابیم که بزرگترین ثروت را در اختیار داریم. حتی باید سپاسگزاری را برای هدایتمان به این مسیر و برای این قدرتی که می‌توانیم خالق زندگی خودمان باشیم و هر چه خواستیم را خلق کنیم، انجام دهیم.

استمرار، تکرار:

آخرین مورد و مهمترین مرحله، همین است که در کار و مسیر رسیدن به خواسته‌ی خود و تمرین‌های رسیدن به این خواسته و همجهت کردن فرکانس‌ها با خواسته‌ی خود، استمرار ورزیم و از این راه باز نایستیم.

 

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما