ان ال پی (NLP) چیست؟

ان ال پی (NLP) چیست؟

شاید در مواقع و مواردی نام ان ال پی (NLP) را شنیده باشیم. اما تعریفی مشخص از این علم را ندانیم. در واقع سعی داریم تا در این مقاله به این سوال پاسخ دهیم که ان ال پی چیست؟ که البته کار آسانی هم نیست.
در طی این مقاله سعی داریم تا خیلی مختصر و کوتاه، با بنیان‌گذاران و تاریخچه این علم آشنا شده و سپس با کاربرد و فواید ان ال پی آشنا شویم.

پس تا انتها با ما همراه باشید.

 

تاریخچه‌ای مختصر

در سال 1970 بود که “ریچارد بندلر” و “جان گریندر” در کالیفرنیا، به کمک یکدیگر و با ادغام تحقیقات خود موفق شدند روشی را در جهت بهبود فعالیت مغزی و رفتاری به‌وجود بیاورند.
این دو بر این باور بودند که بین فرایندهای عصبی و الگوهای کلامی و رفتاری، ارتباطی عمیق وجود دارد.
این دو روانشناس پس از 36 ساعت بحث و گفتگو، نام Neuro-linguistic programming را که به اختصار ان ال پی (NLP) گفته می‌شود، انتخاب کردند.
زمان‌ها گذشت و با گسترش ان ال پی و تقویت تکنیک‌های عملی این علم، کاربردهای بیشتری نیز برای ان ال پی پدید آمد. از جمله‌ی مهمترین کاربردها می‌توان به مواردی همچون پیشرفت شغلی، متقاعد کردن دیگران، حذف خاطرات بد گذشته، تقویت فعالیت مغز، سیاست و غیره اشاره کرد.

 

ساختار ان ال پی

پیش از بیان جامع ان ال پی، با کلمه به کلمه‌ی این علم و ساختار آن آشنا می‌شویم:

  • Neuro: اولین حرف واژه ان ال پی بر نقش ویژه اعصاب در این علم تاکید دارد. Neuro به این موضوع اشاره دارد که چگونه سیستم عصبی به کمک حواس پنج گانه و ذهن خودآگاه و ناخودآگاه و عملکردهای شناختی، از محیط اطراف اطلاعات کسب می کند.
  • Linguistic: دومین حرف واژه ان ال پی به این مفهوم اشاره دارد که چگونه از کلام و زبان برای تنظیم و بازسازی افکار، رفتار و احساسات خود استفاده کنیم. به ما می آموزد که چگونه از کلمات برای برقراری ارتباط بهتر با دیگران بهره مند شویم.
  • Programming: سومین حرف واژه ان ال پی، نحوه ساماندهی افکار با کمک کلام و تاثیر متقابل افکار بر کلام، نگرش و رفتار را توضیح می دهد.

پس با کمک همین تعاریف هر حرف از واژه‌ی ان ال پی، کمی فرایند درک و فهم این موضوع برای ما ساده‌تر گردید.

 

در باب شناخت ان ال پی

این نکته را به خوبی می‌دانیم که “همه‌ی ما موجوداتی برنامه‌ریزی شده هستیم، اما در عین حال، قابل برنامه ریزی مجدد نیز هستیم”.
کار و کاربرد ان ال پی همین است. اینکه با استفاده از روش‌ها، تمرینات و تکنیک‌های خاص و شگفت‌انگیز خود، برنامه‌های غلط و نادرست گذشته را با برنامه‌هایی موثر و کارآمد جایگزین می‌کند. این جایگزینی سبب می‌شود تا رفتارها، باورها و احساسات منفی جای خود را به رفتارها، باورها و احساسات مثبت بدهند.
علاوه بر این مورد، ان ال پی مهارت‌هایی را به می‌آموزد که به واسطه‌ی آن‌ها، ذهنمان را در جهت کسب موفقیت‌های دلخواه خود برنامه‌ریزی کنیم. برنامه‌هایی که شاید حتی از قبل نیز در ذهنمان وجود نداشته باشند.

 

ان ال پی چگونه موجب رضایتمندی در زندگی می‌شود

ان ال پی بر عملکرد مابین ذهن و زبان و همچنین چگونگی اثرگذاری این موارد روی جسم و رفتارمان می‌پردازد. ان ال پی موجب می‌شود ما نسبت به محرک‌ها توانمند شویم. اگر بخواهیم ان ال پی را به چیزی تشبیه کنیم، می‌توانیم به یادگیری زبان اشاره کنیم.
ممکن است برای هر یک از ما، پیش آمده باشد که بخوهیم با کسی ارتباط برقرار کنیم در حالی که او را درک نمی‌کنیم یا زبان او را متوجه نمی‌شویم. مثلا در کشوری خارجی، وارد رستورانی می‌شویم، از گارسون تقاضای خورشت می‌کنیم، اما او برای ما استیک می‌آورد. این اتفاق شباهت زیادی به رابطه‌ی بین ما و ضمیر ناخودآگاهمان دارد. این ان ال پی است که به ما می‌آموزد چگونه خورشت را به ذهن معرفی کنیم، تا برایمان خورشت بیاورد، نه استیک.

ممکن است با خود فکر کنیم که ما از زندگی خود چه چیزی را خواستاریم؟ ممکن است فکر کنیم پول زیاد، شادی، رابطه سالم و … می‌خواهیم. اما ممکن است در عمل بیشتر از هر چیزی، به دنبال یک رژیم غذایی سالم باشیم! چرا؟ چون احتمالا در ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه ما، تفاوت زیادی بین این مقوله‌ها وجود دارد و ما از آن بی‌خبریم. این تفاوت باعث می‌شود چیزی که در واقع از زندگی می‌خواهیم به صورت کامل برآورده نشود و در نهایت موجب نارضایتی ما از زندگی خواهد شد.

پس ما در ان ال پی، ذهن خودآگاهمان را تعیین کننده‌ی هدف می‌دانیم. در صورتی که ذهن ناخودآگاه ما گیرنده‌ی اصلی هدف بوده و ممکن است به جای خورشت برای ما استیک بیاورد.

از آن‌جایی که ان ال پی توانایی زیادی در ایجاد تغییر در عادت‌ها و باورهای محدود کننده دارد، به بهبود بسیار سریع ما کمک می‌کند. ان ال پی با تکنیک‌های مفید، خیلی سریع می‌تواند با کمک ضمیر ناخودآگاه، تغییرات مورد نظر را ایجاد کند و زندگی رضایت‌بخشی را برایمان به ارمغان بیاورد.

ان ال پی۱ (NLP)۲

 

دیدگاه ان ال پی

اکثریت مردم بر این باورند که آن دسته از انسان‌هایی موفق هستند که از در و دیوار برای آن‌ها شانس و اقبال می‌بارد. این افراد زندگی را به مانند یک پیکار دیده که در آن پی یافتن طلسم خوشبختی هستند.
اما علم ان ال پی به ما می‌گوید:”زندگی پیکار نیست، یک بازی است. این بازی، شبیه به هر بازی دیگری، راه و روش خاص خود را برای برنده شدن دارد. قانون و اصل خاص خود را دارد.”

از این رو، افرادی که از ان ال پی پیروی می‌کنند، سعی دارند تا با الگوبرداری از انسان‌های موفق، به این قانون پی برده و رموز موفقیت این افراد را بفهمند. با دقت و تفحص در افکار و اعمال انسان‌ها می‌توان به نتایج جالبی دست یافت. از جمله‌ی این نتایج این است که انسان‌های ناموفق، غالباََ افرادی هستند که از کاه کوه می‌سازند. استعداد‌های خود را نمی‌شناسند و جای اینکه تلاش کنند، رویدادها و حوادثی که در زندگی وجود دارد را غیرمنطقی و با دید منفی تجزیه و تحلیل می‌کنند.
برای مثال، اگر تنها یکبار شکست خوردند، به لیاقت خود شک کرده، فوراََ انرژی‌شان تخلیه شده و دست از تلاش خود بر می‌دارند. به عبارتی، به دلیل ترس از شکست، شکست می‌خورند.

در نقطه‌ی مقابل اما انسان‌های موفق را داریم. این‌ها همان کسانی هستند که به توانایی‌های خود ایمان داشته و کوه مشکلات را به مانند یک پرِ کاه می‌بینند. امکان ندارد زمانی که با موانع شکست روبه‌رو می‌شوند، یا پس از شکست، دست از تلاش بردارند، بلکه راهی جدید برای رسیدن به آرمان خود پیدا می‌کنند. در همین راستا و هم‌جهت با تفکر این عزیزان برنارد شاو بیان می‌کند که:

وقتی جوان بودم، متوجه شدم از هر 10 باری که کاری را انجام می‌دهم، 9 بار با شکست مواجه می‌شوم و چون نمی‌خواستم تسلیم شوم و شکست را بپذیرم، آموختم که هر کار را 10 بار انجام دهم.

همچنین پطر کبیر درخصوص دلیل موفقیت‌های خود اینگونه بیان می‌کند:

آنقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم.

البته این را باید داخل پرانتز بیان کنم که حتما نباید شکست بخورید تا موفق شوید بلکه شکست را باید به عنوان یک تضاد در مسیر موفقیت ببینید که اگر بتوانید به خوبی کنترل ذهن کنید، از همین تضاد یا به ظاهر شکست برای خودتان چنان سکوی پرتابی ایجاد می‌‌کنید که برای هیچکس باورپذیر نخواهد بود. یعنی این باور رو که اکثریت مردم می‌گویند، ”باید شکست بخوری تا موفق بشی” رو در ذهنتون نگذارید چون اگر شما فردی باشید که هر روز به دنبال رشد و پیشرفت در زندگی خودتون و کسب و کارتان باشید، اولا با تضادها و مشکلات کمتری روبرو می‌شوید و یا اصلا روبرو نمی‌شوید، دوما اگر تضاد یا شکست یا مشکلی بوجود بیاد می‌دانید که باید سریع کنترل ذهن کنید تا هر روز موفق و موفقتر بشید.

 

قانون معنویت

برای برنده شدن در بازی زندگی، لازم است تا درخصوص قانون معنویت نیز آگاهی لازم را کسب کنیم. برای اینکه بتوانیم برنده شویم، باید به توانایی خودمان در پیروزی ایمان داشته باشیم. با همین ایمان است که توانایی‌های ما رشد پیدا کرده و همین موضوع سبب موفقیت می‌شود. در یک چرخه، این پیروزی و دستیابی به موفقیت، منجر به تقویت ایمان می‌شود. 
این چرخه و دوره همچنان ادامه دارد. هر چه موفقیت بیشتر شود، ایمانمان نسبت به لطف خالق توانا و توانایی‌های خودمان بیشتر و بیشتر می‌شود و همانطور که گفته شد، نتیجه‌ی این ایمان قوی، موفقیت بیشتر است.
این لحظه، درست همان زمانی است که دیگران که از کاه، کوه می‌ساختند، می‌گویند که برای فلان شخص از در و دیوار شانس می‌بارد.

 

ذهن و هوشیاری

در علم ان ال پی ، لازم است درخصوص ذهن مطلبی بیان شود. درواقع ذهن ما انسان‌ها دارای سه بخش می‌باشد، سه بخش با نام‌های نیمه‌هوشیار، هوشیار و هوشیاری برتر:

1. ذهن نیمه‌هوشیار:
ذهن نیمه‌هوشیار ما، توانایی فهم و استنباط را نداشته و بدون مسیر و جهت، تنها فرمان‌هایی که به او داده می‌شود را انجام می‌دهد.

2. ذهن هوشیار:
درواقع ذهن هوشیار نیز همین ذهن بشری است. زندگی را همانگونه می‌بیند که به نظر می‌رسد و آن مواردی را می‌پذیرد که محسوس و مدلل هستند.
این ذهن هوشیار است که مواردی همچون فقر، بلا، بیماری و مرگ را مشاهده کرده و بر ذهن نیمه‌هوشیار اثر می‌گذارد.

3. هوشیاری برتر:
هوشیاری برتر یعنی همان ذهن الهی که در وجود هر یک از ما قرار دارد. این هوشیاری، قله‌ی برتر آرمان‌های عالی انسان و عرصه‌ی طرح الهی است.
به اعتقاد آقای افلاطون، هر انسانی صاحب طرح الهی بوده و آن‌را “الگوی کامل” نامیده است:

«جایی هست که جز تو هیچ کس نمی‌تواند آن را پر کند. کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.»

این طرح الهی در هوشیاری برتر انسان، دارای تصویری در نهایت کمال است که معمولا به صورت آرمانی دست نیافتنی و آرزویی رویایی است که برآوردن آن محال به نظر می‌رسد، اما در ذهن هوشیار جلوه می‌کند.

ان ال پی (NLP)

 

قوانین ذهنی

ان ال پی، هنر و کلید پیروزی در بازی زندگی را، هدایتِ صحیح و درستِ بخش نیمه‌هوشیار ذهن می‌پندارد. برای اینکه بتوانیم به درستی به ذهن نیمه هوشیار خویش جهت ببخشیم، لازم است از قوانین ذهنی و معنوی اطلاع داشته باشیم. در ادامه این قوانین به اختصار بیان شده‌اند:

  •  قانون اعتقادات:
    این قانون به ما می‌گوید که به هر آنچه که اعتقاد داشته باشیم، چه درست و چه نادرست، بر قسمت نیمه‌هوشیار ذهن تاثیر گذاشته و با دقتی باور نکردنی، به آن اعتقاد، عینیت می‌بخشد. بدین منظور، هر کاری، در ابتدا باید در غالب یک اعتقاد درآید تا به آن عمل کنیم.
  • قانون انتظارات:
    هر آنچه که انتظار آن را می‌کشیم، به سرمان خواهد آمد. برای مثال، اگر انتظار یک زندگی موفق و خوب را بکشیم، همان را کسب خواهیم کرد، اما در جهت عکس، اگر انتظار یک زندگی بد و ناموفق را داشته باشیم، به یک زندگی بد نیز دست خواهیم یافت. در نتیجه، اگر در انجام هر کاری، نسبت به آن انتظارات مثبت داشته باشیم، نتیجه مثبت خواهیم گرفت. مطمئناََ بارها تاثیر این قانون را در زندگی دیده‌ایم.
  • قانون جاذبه:
    منفی‌ها، منفی را جذب کرده و مثبت‌ها، مثبت را. باید به یاد داشته باشیم که با ذهنیتی منفی، اشخاص و رویدادهای منفی را جذب کرده و با ذهنیتی مثبت، می‌توانیم اشخاص پرانرژی و یا رویدادهای مثبت را به خود جذب کنیم.
  • قانون جانشینی:
    ذهن نیمه‌هوشیار ما، قادر به تفکر در خصوص دو وجه از یک موضوع نبوده و تنها می‌تواند یک وجه از آن را مورد ارزیابی قرار دهد. زمانی که به جنبه‌ای مثبت از یک کار می‌اندیشیم، دیگر فکرمان قادر به اندیشیدن و ارزیابی در جنبه‌ی منفی نیست. تنها در صورتی این کار شدنی است که جنبه‌ی منفی، جانشین بر جنبه‌ی مثبت اندیشه‌ی ما در خصوص آن موضوع شود.
  • قانون کارما:
    بارها با این قانون و این عنوان روبه‌رو شده‌ایم. این قانون به ما می‌گوید که ما آن چیزی را که می‌دهیم، باز می‌ستانیم. در واقع بازی زندگی به مانند یک بومرنگ بوده و پندار و کردار و گفتارمان، دیر یا زود با دقتی مثال‌زدنی، به خودمان باز می‌گردد.
    کارما واژه‌ای به معنای “بازگشت” است و نشان از آن دارد که هر آن چیزی را که کاشتیم، همان را درو خواهیم کرد.
    افراد زیادی از این واقعیت و قانون غافل‌اند که هدیه دادن نوعی سرمایه‌گذاری بوده و اندوختن از سر حرص و احتکار، جز فلاکت و تنگدستی، عاقبتی به دنبال نخواهد داشت.
  • قانون بخشایش:
    مطابق با این قانون، باید خطاهای خود و دیگران را ببخشیم و آن را فراموش کنیم. یکی از حسن‌های از یاد بردن خطاهای خودمان، این است که تصویر ذهنی‌مان نسبت به خودمان مخدوش نمی‌شود.
    هر زمان که اندیشه‌ای خشک و محدودکننده، مانند مقصر دانستن خود و یا کینه و ناراحتی نسبت به دیگران در ما وجود داشته باشد، بر ذهن نیمه‌هوشیار ما اثرگذار بوده و مانع پیشرفت می‌شود.
    برای آشنایی بیشتر با این موضوع و راهکارهای بخشیدن آسان می‌توانید به مقاله‌ی “گذشت و بخشش” مراجعه نمایید.
  • قانون پرهیز از تردید و هراس:
    چیزی به اندازه‌ی تردید و هراس، توانایی ایجاد فاصله میان ما و آرمان‌هایمان را ندارد. زمانی که ما بدون دلهره، برای تحقق آرزوها و آرمان‌های خود تلاش کنیم، بدون شک و بی‌درنگ برآورده خواهند شد.
    ترس و تردید، یکی از بزرگترین دشمنان بشر است. ترس‌هایی همچون ترس از تنگدستی و بدبختی و شکست و بیماری و از دست دادن و … 

همانطور که بیان شد، علم ان ال پی بسیار علمی پیچیده و در عین حال بسیار کاربردی و موثر است که در سرتاسر جهان مخالفان و موافقان خاص خود را داراست. در این مقاله سعی شد تا بهره‌گیری از منابع و مقالات متعدد، یک دید کلی نسبت به علم ان ال پی ایجاد شود.

 

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما