وبلاگ

زندگینامه لری الیسون مدیرعامل شرکت اوراکل

لری الیسون در دوران نوجوانی و جوانی، تضادهای مختلفی را پشت سر گذاشته و مدام با این جمله که هیچ استعدادی ندارد، مورد حمله اطرافیان قرار گرفته است. اما او هرگز ناامید نشده و با غلبه بر تمامی تضادها، به موفقیت‌ها و ثروت عظیمی رسیده است. در این مقاله زندگینامه کامل ایشان همراه با تمامی نکات جذاب آن بیان گردیده است.

 

دوستان عزیز،
ما در بنیاد موفقیت دکتر محمدزاده زندگینامه فوق العاده جالب لری الیسون را به صورت کاملا ابتکاری و برای درک بهتر شما خواننده عزیز به شکل پرسش و پاسخ درآورده ایم. با ما همراه باشید.

 

لری الیسون لطفا خودتان را معرفی نمایید؟

لری الیسون یا به شکل کاملتر، لارنس ژوزف الیسون هستم، متولد 17 آگوست 1944 در برانکس نیویورک که به عنوان بنیان‌گذار و مدیر شرکت اوراکل شناخته می‌شوم.

تحصیلات شما چقدر هست و در کجا درس خوانده‌اید؟

من دوران دبستانم را در مدرسه‌ی یوجین فیلد شیکاگو و دوران دبیرستانم را در مدرسه ساوث شور در اوربانا کمپین گذراندم و در سال ۱۹۶۲ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم. من عاشق ریاضیات بودم ولی خانواده‌ام دوست داشتند پزشک شوم. در سال ۱۹۶۲ به دانشگاه ایلی نویز برای تحصیل در رشته پزشکی رفتم و حتی دانشجو نمونه هم شدم، ولی قبل از امتحانات سال دوم به  دلیل سرطان خاله‌­ام به شیکاگو برگشتم. بعد از یک سال مجدد به دانشگاه رفتم و به دلیل ضعیف بودن  در رشته فیزیک اخراج شدم. اما من که در دانشگاه با برنامه‌نویسی آشنا شده بودم، تصمیم به ادامه آن درخارج از محیط آکادمیک گرفتم و به دنیای کار آزاد رفتم.

لطفا توضیحی در مورد خانواده خودتون بدهید؟

من در خانواده خاله‌­ام بزرگ شدم زیرا پدرم که یک خلبان ارشد نیروی هوایی ایالات‌ متحده بود قبل از بدنیا آمدن من، مادرم را ترک کرده بود. مادرم که تنها 19 سال داشت بدلیل عدم توانایی مالی و بیماری ذات‌الریه من را به خاله‌ ام که وضع مالی متوسطی داشتند سپرده بود. من تا ۱۲ سالگی نمی‌دانستم به فرزندخواندگی پذیرفته شده­‌ام و تا 47 سالگی مادر واقعی‌ام را ندیدم.

پدر ناتنی‌ام مدتی در زمینه‌ی املاک فعالیت می‌کرد، اما کسب‌وکارش در رکود آن موقع زمین خورد و مجبور شد به عنوان حسابرس در یک دفتر حساب‌داری مشغول به کار شود. او به علت شکست‌های زیاد افسرده بود و با من میانه خوبی نداشت همیشه هم به من میگفت تو به دردِ هیچ کاری نمی‌خوری.

خانواده کنونی شما چطور؟

بنده 4 بار ازدواج کرده‌ام و در حال حاضر همراه با همسرم کرافت و دختر و پسرم زندگی می‌کنم.

پس از اخراج، چه فعالیتی در پیش گرفتید؟

بعد از اخراج از دانشگاه در طول یک ترم با برنامه نویسی آشنا شدم، به همین دلیل تصمیم به انجام کارهای کامپیوتری گرفتم. چون پیشرفت سریعی داشتم برای شرکت‌های مختلفی برنامه‌نویسی انجام می‌دادم.

در این بین، دلیل مهاجرتتان به کالیفرنیا چه بود؟

من  از سرکوفت‌های ناپدری‌­ام خسته شده بودم، به همین سبب با پول بسیار کم به کالیفرنیا رفتم.

در شغل‌های مختلفی کار کردید یا یک شغل را ادامه دادید؟

اجازه دهید اینگونه بگویم، من در طی هشت سال چندین بار شغلم را عوض کردم، اما تمامی این شغل‌ها در زمینه‌ی برنامه‌نویسی بودند.

بزرگترین موفقیت شما در این مدت که مشغول به کار بودید چه بود؟

در شرکت امدال اولین سامانه‌ی بزرگ‌ رایانه‌ی منطبق بر آی‌بی‌ام را ساختم. بعد از طراحی IBM  توانستم به شرکت الکترونیکی آمتکس که رقابت شدیدی با سونی داشت بروم. در آنجا با تلاش و کار فراوان توانستم معروفترین کارم که پروژه پایگاه داده با نام CIA بود را طراحی کنم.

لری الیسون اوراکل چگونه شروع به کار کرد؟

در سال 1977 با دو نفر از دوستانم شرکت Software Development Labs را به مدیرعاملی من تاسیس کردیم. در یک مقاله راجع به مدل ارتباطی داده برای بانک‌های داده‌ی بزرگ و اشتراکی خواندم و دقیقا ایده تجارت به ذهنم رسید. پس یک سیستم مدیریت داده ( DBMS) را طراحی کردیم، تا مورد استفاده سایر شرکت‌ها قرار گیرد.
ما یک قرارداد دو ساله با سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا بستیم تا برایشان یک سامانه‌ی مدیریت پایگاه داده‌ای درست کنیم. اسم پروژه را اوراکل (Oracle) گذاشتیم.

شروع کار شرکت شما با تعداد بالای افراد آغاز شد؟

خیر، در ابتدا شرکت تنها 8 کارمند داشت که سه تن از آن‌ها خودمان بودیم و درآمد سالانه شرکت کمتر از یک میلیون دلار بود. بعد از یک سال ما تصمیم گرفتیم اوراکل را با سامانه‌های بزرگ‌ رایانه‌ای منطبق کنیم. از آن پس تا هفت سال، هر سال فروش اوراکل دو برابر شد و شرکت میلیون دلاری ما تبدیل به یک غول میلیاردی شد. چون فروش عالی بود تصمیم به نام گذاری آن به نام Oracle Corporation گرفتیم.

چه زمانی اوراکل را وارد بازار سهام کردید و نتیجه آن چه بود؟

در 12 مارس سال 1986 اوراکل به بازار سهام وارد شد و خود را با نماد ORCL عرضه بازار کرد. ابتدا قیمت هر سهم 15 میلیون دلار بود اما آخر روز به 20.7 افزایش پیدا کرد. این بود که با فروش 2/1 میلیون سهم، بهای شرکت به 31.5 میلیون دلار افزایش یافت.

لری الیسون فعالیتی سوای از این شرکت و کار برنامه‌نیوسی داشته‌اید؟

بله، من مدیریت تیم قایقرانی اوراکل را هم به عهده دارم که در سال ۲۰۱۰ مقام قهرمانی آمریکا را به دست آوردیم. یک زمین تنیس هم دارم. خرید و فروش املاک بزرگ و لوکس را هم دوست دارم و در زمینه‌ی تحقیقات بیولوژیکی هم سرمایه‌گذاری کرده‌ام.

برای افزایش سرمایه، اقدام دیگری داشتید؟

من یکی از 8 جزیره اصلی هاوایی را خریدم تا با توسعه‌ی زیرساخت‌های این جزیره و افزایش توان تولید میوه و سبزی‌های آن، این محصولات را در سراسر اقیانوس آرام به فروش برسانم. همچنین پروژه‌هایی در رابطه با انرژی‌های تجدیدپذیر و تبدیل آب‌شور به آب آشامیدنی را در این جزیره به مرحله‌ی اجرا در آورده‌ام.

آیا فعالیت‌های خیرخواهانه نیز داشته‌اید؟

به‌‌‌تازگی ۲۰۰ میلیون دلار جهت راه‌اندازی مرکزی برای درمان مبتلایان به سرطان اختصاص دادم. هدف این مرکز گردآوری متخصصان این حوزه زیر یک سقف است تا بتوانند با همفکری، روش‌های جدیدی برای مقابله با این بیماری پیدا کنند.

آیا به یک پیروزی اکتفا می‌کنید؟

خیر، من به پیروزی معتاد هستم. هر چه بیشتر موفق می‌شوم به آن حریص‌تر می‌شوم.

آیا برای شما، ثروت بالاترین اولویت است؟

خیر، برای من بهترین بودن مهم‌تر از پول درآوردن است. از یک نقطه شما باید به امتیازاتتان توجه کنید. من دیگر به پول بیشتری نیاز ندارم، اما می‌خواهم مرد شماره یک دنیا باشم.

در مسیر موفقیت و بیان ایده، گاهی ممکن است مورد تمسخر دیگران واقع شویم. به نظر شما چگونه باید با این موضوع برخورد کرد؟

وقتی چیزی را ابداع می‌کنی باید خود را برای تمسخر دیگران آماده کنی. آدم‌ها هرچه را نفهمند یا با آن مقابله می‌کنند یا آن‌را مسخره می‌کنند.

 دیگر دلالیل موفقیت شما چیست؟

  • آنچه به من انگیزه می‌داد اشتیاق کنترل کردن دنیای اطرافم بود.
  • اگر بخواهید در تجارت موفق باشید تنها راه پیش روی شما این است که «متفاوت» باشید.

شغل کنونی شما چیست؟

من در حال حاضر کارآفرین، تاجر و مؤسس شرکت اوراکل یعنی دومین شرکت بزرگ نرم‌افزاری دنیا بعد از مایکروسافت هستم.

ثروت کنونی شما چقدر است؟

ثروت کنونی من تا سال 2020 میلادی 60.3 میلیارد دلار می‌باشد.

درس‌هایی که می‌توانیم از زندگی این فرد موفق بگیریم و برای اصلاح بعضی از باورهای نادرست خود به کار ببریم:

  1. باور عدم اهمیت ندادن به حرف دیگران در زندگی لری الیسون به خوبی قابل مشاهده است. ناپدری او همواره در طول زندگی و در محیط خانواده، او را بی‌استعداد و خنگ خطاب می‌کرد و شاید بسیاری از ما، با شنیدن این جملات از اطرافیان، این را باور کنیم که آن‌ها واقعیت را بیان می‌کنند. اما لری الیسون هرگز چنین عقیده‌ای نداشته و بدون توجه به این صحبت‌ها، نشان داده که از استعدادی سرشار برخوردار است و با عزت نفس بالا در جهت ایده‌های خود گام برداشته است.
  2. قانون تکامل به خوبی از جانب لری الیسون رعایت شده است. لری الیسون از همان ابتدا یک شرکت بزرگ با سرمایه‌ای هنگفت نداشته، اما به خوبی توانسته است با انجام کارهای مختلف در زمینه برنامه‌نویسی و حرکت پلکانی، به شکل پیوسته به سمت موفقیت حرکت نماید تا سرانجام به تکامل رسیده و شرکتی مشهور در دنیای تکنولوژی برای خود داشته باشد.
  3. تضادهای زیادی در زندگی لری الیسون وجود داشته است. مثلا ترک او توسط پدر و دوری از مادر اصلی ایشان، شاید تلخ باشد. حتی اینکه ناپدری همواره با او میانه خوبی نداشته و دائم به او سرکوفت زده است. اما این موارد مانعی در حرکت لری الیسون ایجاد نکرده و ایشان توانسته به خوبی از پس این تضادها برآمده و به بهترین شکل، به موفقیت دست یابد.
  4. آدم هیچگاه نباید در یک سطح ثابت بماند. لری الیسون بر این باور است که یک پیروزی، او را برای کسب پیروزی دیگر حریص‌تر می‌کند. توقف در یک سطح و عدم میل به اوج گرفتن، ثبات نیست بلکه سقوط است. پس باید همواره و در همه حال به فکر پیشرفت و افزایش موفقیت باشیم.
  5. باور ثروت و معنویت دیگر باوری است که در زندگی لری الیسون قابل مشاهده می‌باشد. لری الیسون همواره در امور خیریه نیز فعالیت دارد و از ثروت خود، برای تبدیل دنیا به مکانی بهتر بهره برده است.
  6. ایشان تحصیلات دانشگاهی نداشته اما در خارج از دانشگاه حرفه تخصصی خود را به خوبی می‌آموزد و آن را ادامه می‌دهد.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما