وبلاگ

زندگینامه جیم ران سخنران بزرگ و موفق انگیزشی

جیم ران شخصیتی موفق است که در زندگی خود، تا سن 25 سالگی در غفلت و خواب به سر برده. اما یک جرقه او را بیدار کرده و در مدت 6 سال از ایشان، یک شخصیت موفق می‌سازد. زندگینامه جذاب جیم ران همراه با نکات مهم زندگی او در ادامه بیان گردیده است.

 

دوستان عزیز،
ما در بنیاد موفقیت دکتر محمدزاده زندگینامه فوق العاده جالب جیم ران را به صورت کاملا ابتکاری و برای درک بهتر شما خواننده عزیز به شکل پرسش و پاسخ درآورده ایم. با ما همراه باشید.

 

جیم ران لطفا خودتان را معرفی نمایید؟

جیم ران هستم، متولد 25 سپتامبر 1930 در آیداهو آمریکا که به عنوان کارآفرین، نویسنده و سخنران انگیزشی شناخته می‌شوم.

تحصیلات شما چقدر هست و در کجا درس خواندید؟

من را به مدرسۀ محلی فرستادند و متوجه شدم که در آنجا چیزی به جز دانش عرف یاد نمی‌گیرم. من در طی دوران تحصیل دانشگاهی که در کالج برآن بودم نیز تاکید داشتم که آنچه که می‌خواستم را یاد نمی‌گرفتم به همین دلیل پس از یک سال دانشگاه را ترک کردم.

جیم ران پس از نظر شما مدرک تحصیلی در مسیر ثروت اهمیتی ندارد؟

خیر، با تحصیلات رسمی تنها می‌توان گذران زندگی کرد، اما با خودآموختگی می‌توان ثروت اندوخت.

لطفا توضیحی در مورد کودکی خود بدهید؟

من در روستا متولد شدم و تنها کاری که از کودکی تا سنین جوانی بلد بودم، دوشیدن شیر گاو و چیدن علف بود.

تغییر زندگی شما از چه زمانی آغاز شد جیم ران ؟

روزی دختر کلوچه فروشی دربِ خانه مرا زد و از من خواست تا فقط ۲ دلار از او کلوچه بخرم. در آن زمان ورشکسته بودم و هیچ پولی نداشتم، مجبور شدم دروغ بگویم. به دخترک گفتم: «من در خانه تعداد زیادی کلوچه دارم. مرسی» دخترک با شنیدن این پاسخ خداحافظی کرد و رفت. اما من مدام با خودم  می‌گفتم: «دیگر نمی‌خواهم این چنین زندگی کنم که مجبور باشم به خاطر ۲ دلار دروغ بگویم». 

این زندگی ساکن و بدون هدف تا چه زمانی ادامه داشت؟

تا سن ۲۵ سالگی، زندگی من به طور عادی گذشت و نمی‌توانستم راه موفقیت و رهایی از قرض‌هایم را پیدا کنم.

جیم ران در این زمان چه چیزی زندگی شما را تحت تاثیر قرار داد؟

در ۲۵ سالگی، با آقای جان ارل شُف که یک کارآفرین بود آشنا شدم. آقای شف سوالاتی کلیدی از من پرسید و این سوالات کمک زیادی به من کرد.

چه سوالاتی از شما پرسیده شد؟

مثلا در ابتدا گفت: «چه مقدار پول در ۵ سال گذشته پس انداز کرده‌ای؟»، گفتم: «صفر». آقای شوف به من گفت: «پس دوباره ۵ سال گذشته را تکرار نکن. بیشتر روی خود کار کن تا اینکه به فکر ارتقای شغلی خود باشی. اگر خودت را روز به روز ارتقاء دهی، به زودی در شغل و زندگی‌ات به موفقیت خواهی رسید»

پس از آن چه اتفاقی افتاد آقای جیم ران ؟

من به سازمان بازاریابی شبکه ای «شف» پیوستم و فرایندی از رشد شخصی را آغاز کردم که نهایتاً به میلیونر شدن من در سن ۳۱ سالگی انجامید. اما عمر شف کفاف دیدن موفقیت میلیون دلاری مرا نداد و او وقتی من ۳۰ ساله بودم درگذشت.

نظرتان در مورد آقای شف چیست؟

شف زندگی مرا نجات داد و من هم تصمیم گرفتم زندگی افراد زیادی را نجات دهم.

جیم ران کار خود را از کجا آغاز کردید؟

خیلی زود شروع کردم تا داستان موفقیتم را با مردم در میان بگذارم. سخنرانی‌ها را شروع کردم و در تمام جهان مردم را با راه‌های موفقیت آشنا کردم. در سال ۱۹۸۵ به عنوان بهترین و حرفه‌ای‌ترین سخنران سال از طرف “انجمن سخنرانان ملی” آمریکا انتخاب شدم .من صرفا روی آموزش جوانان و بزرگسالان تاکید نداشتم. برای من کودکان و نوجوانان همان مردان و زنان کوچکی بودند که می‌توانستند در آینده‌ای نزدیک، دنیا را با حرف‌ها و دستاوردهای خود متحول کنند.

جیم ران چند نفر از شاگردانتان را نام ببرید؟

در لیست شاگردان برتر من می‌توانید نام افراد بزرگی را مشاهده کنید. برخی از شاگردانم:

آنتونی رابینز نویسنده‌ی کتاب قدرت نامحدود

برایان تریسی نویسنده‌ی کتاب روانشاسی فروش

دارن هاردی نویسنده‌ی کتاب اثر مرکب 

جک کنفیلد نویسنده ی کتاب سوپ جوجه برای روح

در مواجه شدن با مشکلات چگونه باید عمل کرد؟

آرزو نکن که آن مشکل ساده‌تر باشد، بلکه آرزو کن خودت بهتر شوی. برای مشکلات کمتر آرزو نکن، بلکه برای توانایی‌های بیشتر خودت آرزو کن. آرزو نکن که با چالش‌های کمتری روبرو شوی بلکه آرزو کن خرد و تدبیر تو بیشتر شود.

از نظر شما که رهبری گروه‌های مختلف را بر عهده داشتید، یک رهبر در کار تیمی باید چگونه باشد آقای جیم ران ؟

چالش مهم، رهبری توانمندتر بودن است، ولی خشن‌تر بودن نیست؛ مهربان باش ولی ضعیف نباش؛ شجاع باش ولی گردن کلفت نباش؛ اندیشمند باش ولی تنبل نباش؛ فروتن باش ولی ترسو نباش؛ مغرور باش ولی متکبر نباش؛ شوخ طبع باش ولی بی خرد نباش.

نظم و برنامه ریزی در نظر شما چه جایگاهی دارد؟

نظم بسیار مهم است و البته کمی دشوار، ولی همه ما باید دشواری یکی از این دو را تحمل کنیم (انتخاب با خود ماست): دشواری منظم بودن، یا رنج ناشی از حسرت و افسوس. روز‌ها گرانقیمت هستند. وقتی که روزی را سپری می‌کنید بدین معنی است که یک روز کمتر برای زندگی کردن دارید. پس باید مطمئن شوید که روز را هوشمندانه و با برنامه استفاده کنید.

ریسک کردن در زندگی لازم است آقای جیم ران ؟

بگذارید اینگونه پاسخ دهم که اگر نمی‌خواهید بیشتر از معمول ریسک کنید، پس باید به یک زندگی معمولی بسنده کنید.

از نظر شما تفاوت انگیزه و عادت در چیست؟

واضح است ،انگیزه چیزی است که شما را مجبور به آغاز کار می‌کند. عادت‌ها چیزی هستند که شما را مجبور به ادامه مسیر می‌کنند.

جیم ران ، چرا یک زندگی کارمندی با یک حقوق ثابت و انجام کارهای تکراری از نظر شما بد است؟

از نظر من این یعنی راهی را که همه می‌روند برویم، با این اتفاق پیشرفتی حاصل نمی‌شود. باید جایی برویم که انتظارات و عملکردی بالا از ما بخواهند.

چند جمله که به موفقیت کمک می‌کند را بیان نمایید.

  • موفقیت چیزی جز چند کار مرتب و مداوم بیشتر نیست که روزانه تمرین می‌شود.
  • مطالبِ سبک را نخوانید، چون ممکن است با آن‌ها سرگرم شوید، ولی رشد نمی‌کنید.
  • بدون احساس ضرورت، اشتیاق ارزش خود را از دست می‌دهد.

جیم ران چند کتاب از خودتان برای ما معرفی کنید:

  1.      جادوی کارِ پاره وقت
  2.      پنج قطعه ی اصلی از پازل زنده گی
  3.      هفت کلید طلایی ثروتمند شدن
  4.      معجزه در درون توست ( گزین گویه‌های جیم ران )
  5.      دوازده ستون
  6.      فصل‌های زندگی
  7.      فرزانگی
  8.      درس‌های زندگی ( منتخبی از نوشته‌های جیم ران )
  9.     قاتل شما کیست؟

شغل کنونی شما چیست آقای جیم ران ؟

من یک کارآفرین، سخنران انگیزشی، مدرس موفقیت و نویسنده هستم.

 

* جیم ران در تاریخ 5 دسامبر 2009 درگذشت.

درس‌هایی که می‌توانیم از زندگی این فرد موفق بگیریم و برای اصلاح بعضی از باورهای نادرست خود به کار ببریم:

  1. به خوبی در زندگی جیم ران ، باور تحصیلات را می‌توان دید. باوری که در آن، در می‌یابیم تحصیلات پایین هیچگاه مانعی بر موفقیت نبوده، بلکه این موفقیت به عوامل دیگری بستگی دارد.
  2. اشخاصی در دنیای حقیقی وجود دارند، که یک مسیر را طی کرده و فراز و نشیب‌های متعددی را پشت سر گذاشته‌اند. استفاده از دروس مطرح شده در زندگی این افراد می‌تواند راهی میانبر را برای ما تدارک ببیند. جیم ران در زمانی معمول، از این قاعده مستثنا نبوده و شخصی را به عنوان الگوی خود قرار داده است. اکنون ما نیز می‌توانیم اشخاص موفق را شناسایی و نکات زندگی آن‌ها را جهت استفاده به کار بندیم. بخش زندگینامه افراد موفق در بنیاد موفقیت دکتر محمدزاده کار را راحت کرده و با مراجعه به آن، می‌توانید از زندگینامه افراد موفق در زمینه‌های مختلف، سنین مختلف و دوران‌های مختلف بهره برده و بهترین نکات را از زندگی ایشان مطالعه نمایید.
  3. جیم ران با اعتماد به نفس کامل، این نکته را بیان می‌کند که هیچگاه آرزوی برخورد با مشکلات کوچک را نکن بلکه آرزو کن برای مقابله با مشکلات بزرگ بسیار قوی باشی. این یعنی اعتماد به خود در مقابل تمامی سختی‌ها.
  4. رسیدن به موفقیت، هیچگاه سن و سال نمی‌شناسد، بلکه این باور افراد موفق است که از آن‌ها شخص موفق را ساخته. جیم ران در 25 سالگی و در سن کم فعالیت خود را آغاز کرد و خیلی زود در 31 سالگی به موفقیتی شگرف دست یافت.
  5. جیم ران در یک روستا متولد می‌شود، اما موقعیت مکانی ایشان مانع نبوده و با همین وجود نیز ایشان به موفقیتی شگرف دست پیدا می‌کند.
  6. جیم ران در یک بخش و پس از دروغی که به دختربچه کلوچه فروش می‌گوید، تصمیم می‌گیرد زندگی خود را تغییر دهد و این موقعیتی است که ایشان درخواست را برای تغییر مسیر داده و به دنبال این درخواست، جهان هستی ایشان را به خوبی هدایت می‌کند تا در مسیر زندگی به شخص موفقی برخورد کرده و او به عنوان یک الگو، توصیه‌هایی را انجام می‌دهد که سبب رشد شخصی ایشان می‌گردد.
  7. جیم ران در گفته‌های خود بیان می‌کند که باید ارتقای روز به روز را داشته باشیم و نباید با رسیدن به یک سطح، متوقف شویم. چرا که این سکون و توقف، یعنی در حال سقوط هستیم.
  8. هر شخصی که در این دنیا، تصمیم بر تغییر زندگی خود گرفته و آن را تغییر می‌دهد، می‌تواند الگو، سرآغاز و شروعی برای تغییر دیگر افراد نیز شود. جیم ران نیز از این قاعده مستثنا نبوده و با تغییر خود، افراد بزرگی هچون آنتونی رابینز، برایان تریسی، دارن هاردی و غیره به دنبال ایشان حرکت کرده و دچار تغییر شده و از این افراد نیز، میلیون‌ها انسان دیگر یک تغییر موفق و جذاب در زندگی خود ایجاد می‌کنند. کار روی رشد شخصیتی می‌تواند سبب تغییر میلیون‌ها انسان شود و برای بسیاری از افراد الگو شویم و به نوعی به گسترش جهان هستی کمک نماییم که هم سبب آخرت خوب و هم دنیای خوب می‌شود.
  9. جیم ران در بخشی بیان می‌کند که بدون احساس ضرورت، اشتیاق ارزش خود را از دست می‌دهد. این می‌توان همان تضادها باشد. یعنی جایی که تضاد حاضر شود، شخص مجبور به حل تضاد شده و برای حل این تضاد اشتیاق پیدا می‌کند. 

 

منبع

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%DB%8C%D9%85_%D8%B1%D8%A7%D9%86

 

 

 

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما