وبلاگ

زندگینامه هانس کریستیان آندرسن نویسنده مشهور دانمارکی

دوستان عزیز:

ما در بنیاد موفقیت دکتر محمدزاده قصد داریم شما را با هانس کریستیان آندرسن آشنا کنیم. زندگینامه فوق‌العاده جالب او برای درک بهتر در قالب پرسش و پاسخ به شرح زیر می‌باشد. با ما همراه باشید.

 

آقای آندرسن لطفا خودتون معرفی کنید؟

من نویسنده اهل کشور دانمارک هستم که در 2 آوریل 1805 و در ادنسه دانمارک متولد شدم.

 

لطفا درخصوص خانواده و دوران کودکی خودتون برای ما توضیح بدین؟

پدر من ادعا داشت که ما یک خانواده اصیل هستیم. همچنین پدر بزرگ من مدعی بود که از طبقات بالای اجتماع هستیم. خانواده من تنها در زمینه کاری با خانواده سلطنتی در ارتباط بودند.

 

هانس کریستیان آندرسن آیا درست است که شاه به شما علاقه خاصی داشته؟

بله، شاه علاقه ی زیادی به من داشت و حتی مخارج تحصیلی من را شخصا بر عهده گرفت.

 

تحصیلات شما در دوران کودکی چگونه پیگیری شد؟

مدت کمی در مدرسه یتیمان و بینوایان به تحصیل مشغول شدم ولی از مدرسه بیزار بودم و از آن جایی که بسیار حساس و عاطفی بودم و از تحقیر و توهین وحشت داشتم، مدرسه را رها کردم. با وجود این، با همان اندک سوادی که داشتم، مطالعه را هیچ وقت رها نکردم.

 

هانس کریستیان آندرسن در دوران کودکی به چه چیز علاقه داشتید؟

من از هوش و قوه تخیل بالایی برخوردار بودم و علاقه زیادی به تئاتر و ادبیات داشتم.

 

از شخصیت های ادبی که علاقه زیادی به آن ها داشتید برای ما بگویید؟

خب من دوست دار آثار ویلیام شکسپیر بودم. اکثر مواقع برای خودم صحنه تئاتر درست می کردم و با استفاده از عروسک های چوبی، آثار این نویسنده را از حفظ بازی می کردم.

 

هانس کریستیان آندرسن دوران جوانی شما چگونه سپری شد؟

در سال 1816، پدرم را از دست دادم و در این دوران برای گذراندن زندگی به عنوان شاگرد نزد یک خیاط و یک بافنده کار می کردم. پس از آن هم در یک کارخانه سیگار مشغول به کار شدم.

 

از حضور در کپنهاگ برای ما بگویید؟

زمانی که 14 سال داشتم به کپنهاگ سفر کردم. چون ولگرد و بی خانمان و آواره بودم و در کوچه‌ها به آواز خوانی می‌پرداختم، من را به خطا، احمق یا بیمار روانی تصور می‌کردند و تئاترها مرتب دست رد به سینه ام می‌زدند. به واسطه صدای زیبا و همچنین دوستی با موسیقیدان وایز و کولبری شاعر، توانستم در تئاتر سلطنتی دانمارک استخدام شوم، اما پس از از دست دادن صدایم، کارم را نیز از دست دادم.

 

به چه زبان هایی مسلط هستید؟

زبان دانمارکی، اسکاندیناوی، انگلیسی و آلمانی را به خوبی فرا گرفتم.

 

چه چیز باعث شد تا کار نوشتن را آغاز کنید هانس کریستیان آندرسن؟

یکی از همکاران من، من را دارای قریحه شاعری می دانست، من هم این عقیده او را جدی گرفتم و وقت زیادی را بر روی نوشتن تلقی کردم. این عنوان “شاعری” به درونم، جانم و روحم نفوذ کرد و اشک، دیدگانم را پر کرد، می‌دانستم که از همان لحظه، ذهنم بیدار شده تا بنویسم و شعر بگویم پس از این، موفق شدم اولین نوشته خود به نام شبح در قبر پالناتکه را در سال 1822 منتشر کنم.

 

آیا شما هیچگاه پس از آن به ادامه تحصیل پرداختید؟

بله، پس از شروع نوشتن و انتشار اولین نوشته، تصادفا مورد توجه ژوناس کالین قرار گرفتم و با ایشان آشنا شدم. ایشان من را به مدرسه گرامر در اسلاگلس فرستاد و همچنین تمام مخارج من را بر عهده گرفت.

 

دوران مدرسه را چگونه ارزیابی می کنید؟

تا سال 1827 در دو مدرسه اسلاگلس و السینور به تحصیل پرداختم. پس از آن اجازه یافتم تا به «دانشگاه کپنهاگ» بروم؛ جایی که آموزش خود را کامل کردم و تحصیلات دانشگاهی را به پایان رساندم. با وجود این که امتحاناتم را در سال ۱۸۲۸ با موفقیت گذرانده بودم، این سال‌ها برایم خوشایند نبود.

 

هانس کریستیان آندرسن نقطه اصلی شروع زندگی ادبی شما کجاست؟

در سال 1829 و در سن 25 سالگی، گزارش کوتاهی به نام سفری پیاده از کانال «هولمن» تا منطقة شرقی “اماگر” که داستانی «تخیلی» بود را نوشتم. به دنبال آن، نخستین جلد مجموعه اشعارم را منتشر کردم. بعد “بچه محتضر، در حال مرگ” را نشر دادم و در پی آن “اثری طنزآمیز، هجونامه ای”، به نام “پیاده روی تا اماک” را به چاپ سپردم که نقدهای تند و ناخوشایند و گزنده ای را به همراه داشت.

 

شهرت و اعتبار خود را مدیون چه چیزی می دانید؟

بی تردید، شهرت و اعتبار خود را مدیون “قصه‌های پریان” می دانم که آن‌ها را از سال ۱۸۳۵ تا سال ۱۸۷۲ نوشته و منتشر کرده بودم.

 

آیا داستان “جوجه اردک زشت” به شخصیت خاصی اشاره دارد؟

بله، من این کتاب را از روی وصف حال خودم نوشته ام.

 

از مهمترین آثار خود، چند مورد را برای ما بگویید؟

پری دریایی کوچولو

بند انگشتی

جوجه اردک زشت

زندگی من

ملکه برفی

دخترک کبریت فروش

لباس جدید پادشاه

 

این نویسنده توانا بعد از سختی‌ها، ناملایمات، دربه دری‌های بی خانمانی‌ها، رنج‌های طاقت سوز و توان فرسا و حقارت‌های تحمل ناپذیر و طعنه‌های اهانت‌آمیز و زخم زبان‌های گزنده و تمسخرهای خفت بار، سرشناس‌ترین پسر دانمارک، در سراسر جهان مورد تحلیل قرار گرفت. مردم “اسکاندیناوی”، از او تمجید و ستایش شایسته‌ای کردند و به مناسبت تولد “قصه‌های پریان”، جشن‌ها گرفتند.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما