وبلاگ

زندگینامه فرهاد مجیدی فوتبالیست مشهور ایرانی

دوستان عزیز:

ما در بنیاد موفقیت دکتر محمدزاده قصد داریم شما را با فرهاد مجیدی آشنا کنیم. زندگینامه فوق‌العاده جالب او برای درک بهتر در قالب پرسش و پاسخ به شرح زیر می‌باشد. با ما همراه باشید.

 

لطفا خودتان را برای ما معرفی کنید!

فرهاد مجیدی هستم، متولد 13 خردادماه 1355 در تهران که در عرصه فوتبال به شهرت رسیدم و در تیم استقلال تهران درخشیدم و اکنون نیز در قامت مربیگری فعالیت دارم.

از خانواده خود بگویید؟

من در یک خانواده 6 نفره متولد شدم، پدر مرحومم نظامی بازنشسته و مادرم نیز خانه‌دار بود، یک برادر به نام فرزاد و دو خواهر دارم.

علاقه به فوتبال از چه زمانی در شما شکل گرفت؟

از دوران ابتدایی بود که علاقه زیادی به ورزش فوتبال نشان دادم.

آیا پدر و مادر شما از این علاقه استقبال کردند؟

در ابتدا پدر و مادرم مانند اکثر والدین، اصرار داشتند تا درس و تحصیلم را دنبال کنم، اما این علاقه اجازه نمی‌داد حرف آنان را بپذیرم.

در نهایت آن ها راضی شدند؟

بله، من به سوی فوتبال رفتم و پدر و مادرم که پافشاری من را دیدند، به جای اینکه احساساتم را تخریب کنند، مرا تشویق کردند.

برادرم فرزاد نیز در دنیای فوتبال حضور داشتم و روی فوتبالیست شدنم تاثیر زیادی داشت.

فرزاد، برادرتان پرسپولیسی بوده؟ 

فرزاد واقعاً استقلالی بود اما پدر و مادرم زیاد فوتبالی نبودند البته مادرم آنالیزور خیلی خوبی است و او همیشه بازی‌هایم را پیگیری می‌کرد و با او صحبت می‌کردم و باید بگویم موفقیت‌های اخیرم را مدیون پدر و مادرم هستم. حتی وقتی مادرم زانویش را عمل کرد خواهرم گفت که به امامزاده صالح رفته تا برایم دعا کند.

فعالیت حرفه ای شما چگونه آغاز شد؟

اولین تیمی که به صورت رسمی به آن پیوستم تیم جوانان کشاورز بود. پس از آن مدتی در تیم بهمن کرج و برای مدتی نیز در تیم صنایع پارچین توپ زدم.

پس از آن چه شد؟ چگونه وارد دنیای بزرگ سرخابی های پایتخت شدید؟

پس از اینکه در تیم صنایع پارچین خوش درخشیدم، به تیم بهمن بازگشتم که با بازی های خوب، نظر مرحوم ناصر حجازی مربی وقت استقلال را جلب کردم.

از ابتدا قصد حضور در استقلال را داشتید؟

در ابتدا قصد داشتم به پرسپولیس بپیوندم، ولی خب با نظر منفی علی پروین رو به رو شدم و به استقلالِ ناصر حجازی پیوستم.

درباره حضورتان در استقلال بگویید.

در سال 76 کامران منزوی با من تماس گرفت و سپس با ناصر حجازی صحبت کردم و آن شب تا صبح خوابم نبرد چرا که باورم نمی‌شد با ناصر حجازی صحبت کردم و وقتی به من گفت به استقلال بیا من خیلی سریع قبول کردم.

درخشش در استقلال تداوم یافت؟

بله، به خوبی توانستم در این تیم بدرخشم و همین موضوع باعث شد تا خیلی زود با پیشنهادهای خارجی رو به رو شوم.

از این پیشنهاد خارجی بگویید!

من پس از مدتی به تیم اتریشی راپید وین پیوستم و به مدت یک فصل در این تیم حضور داشتم.

متاسفانه نتوانستم خودم را با فضا و فوتبال اتریش وفق دهم و با فسخ دوطرفه از این تیم جدا شدم!

در این دوران در 12 دیدار به میدان رفتم و 6 گل به ثمر رساندم.

ناگهان سر از فوتبال امارات در آوردید! چرا؟

خیر،متاسفانه نتوانستم به خوبی خودم را در فوتیال اروپا نشان دهم، به ایران بازگشتم و در 6 دیدار برای استقلال به میدان رفتم و پس از آن به فوتبال امارات و تیم العین رفتم.

در این تیم به خوبی خودم را نشان دادم و بازی های خوبی انجام دادم.

ماجرای عجیب و جنجالی بوسیدن تصویر امیر دبی چه بود؟

در مدت زمان حضورم در العین، یکی از بازیکنان مورد علاقه امیر دبی بودم که اتفاقا از مسئولان وقت باشگاه العین خواست تا به هر نحوی من را حفظ کنند.

من نیز به این علاقه پاسخ دادم و با نشان دادن تصویر او پس از گل، عکس او را بوسیدم تا به نوعی به لطف او پاسخ دهم.

در کدام تیم های عربی بازی کردید؟

در تیم های النصر، العین، الوصل و الاهلی امارات و الغرافه قطر حضور داشتم.

پس از چند سال حضور در تیم های کشورهای حاشیه خلیج فارس، دوباره حضور در ایران؟

بله، پس از چند سال، به ایران بازگشتم تا برای تیم دوران جوانی یعنی استقلال به میدان بروم.

در این مدت بازی های نسبتا خوبی از خودم به جای گذاشتم تا به نوعی دل هواداران استقلال را به دست آورم.

در این مدت که در استقلال بودید، مهمترین اتفاق را چه میدانید؟

شاید گلی که در دیدار دربی به علیرضا حقیقی زدم و باعث پیروزی استقلال شدم یکی از مهمترین اتفاقات باشد.

در دوران فوتبالی خود چند گل به ثمر رساندید؟

شاید نزدیک به 100 گل.

در رده ملی نیز حضور داشتید؟

بله، در سال 1375 بود که در سن 21 سالگی به تیم ملی دعوت شدم و با وجود انتقاد فراوان، به خوبی خودم را نشان دادم.

در آن زمان محمد مایلی کهن سرمربی تیم ملی بود که من را پذیرفت و کمک شایانی به من کرد.

در 45 بازی برای تیم ملی حضور داشتم که ثمره آن 10 گل بود.

از دو شخص سرنوشت ساز در فوتبال خود نام ببرید.

قطعا در اینجا از آقای محمد مایلی کهن و مرحوم ناصر حجازی یاد می کنم.

سرانجام پایان و خداحافظی از بازی در فوتبال چه زمانی رقم خورد؟

در روز 7 آبان 1392 و در دیدار برابر مس کرمان، با لباس تیم محبوبم استقلال، در مقابل سکوهای کم جمعیت و نسبتا خالی ورزشگاه آزادی از فوتبال خداحافظی کردم.

آغاز مربیگیری چگونه بود؟

اردیبهشت ماه 1398 بود که پس کسب نتایج ضعیف شفر در استقلال، آندره‌آ استراماچونی سرمربی این تیم شد و در کنار او به مربیگری پرداختم.

مدتی بعد او از استقلال جدا شد و به عنوان سرمربی موقت هدایت تیم را بر عهده گرفتم.

پس از مدتی جدایی دوباره به صورت رسمی و در قامت سرمربی تیم استقلال در سال 1399 انتخاب شدم.

در تیم ملی امید نیز سرمربی بودید؟

بله، مدتی در تیم ملی امید سرمربی بودم، اما به دلیل اختلافی که بین من و حمید استیلی بود، استعفایم را تقدیم فدراسیون کردم!

افتخارات خودتان را برای ما نام ببرید.

از افتخارات باشگاهی و ملي مي توانم به
قهرمانی در جام آزادگان 77–76 به همراه تیم استقلال تهران
قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا 03-2002 به همراه تیم العین امارات متحده عربی
قهرمانی در مسابقات فوتبال غرب آسیا 2004
قهرمانی در لیگ امارات 2007–2006 به همراه تیم الاهلی
قهرمانی در جام حذفی 87–86 به همراه تیم استقلال تهران
قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران 88–87 به همراه تیم استقلال تهران
قهرمانی در جام حذفی قطر 2012–2011 به همراه تیم الغرافه قطر
قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران 92–91 به همراه تیم استقلال تهران اشاره کنم.

افتخارات فردی شما چیست؟

از افتخارات فردی نیز مي توانم مواردی همچون:
برترین گلزن تاریخ لیگ آسیا در جمع بازیکنان ایرانی
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیکن آسیا در سال 2010
تنها بازیکن فوتبال ایرانی دارای عنوان قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا 03-2002 به همراه العین
دومین گلزن برتر تاریخ باشگاه استقلال تهران را نام ببرم.

این حرف که شما پرسپولیسی بودید شایعه بود؟ 

پدرم استقلالی متعصبی بود و کلاً خانواده ما استقلالی هستند و من به خاطر دایی‌هایم استقلالی شدم و هیچ وقت هم نگفتم پرسپولیسی هستم.

سال 70 تیتری از روزنامه ها منتشر شد که گفتید از استقلالی ها رخصت می گیرم تا به پرسپولیس بروم!

من هیچگاه چنین حرفی نزدم اما یادم هست که امیر عابدینی که آن زمان مدیر باشگاه پرسپولیس بود با من صحبت کرد اما فکرش را هم نمی‌توانستم بکنم به پرسپولیس بروم.

از دیدار جنجالی پرسپولیس – الغرافه بگویید!

زمانی که در تیم الغرافه حضور داشتم، در مقابل پرسپولیس و 90 هزار هوادار قرار گرفتم و در آن دیدار از بازی اخراج شدم.

زمانی که اخراج شدم پیراهنم را درآوردم و در زیر آن لباس استقلال را بر تن داشتم و عدد چهار را به سمت سکوها نشان دادم که فضا متشنج شد.

ازدواج کردید؟ از خانواده خود بگویید!

بله، من دوبار ازدواج کردم که یکی از آن ها ناموفق بود.

با فرناز مومنی ازدواج کردم که حاصل این ازدواج، دو فرزند به نام تیام و امیربردیا می باشد.

 شادی گل های شما مفهوم خاصی دارد؟

شادی گل‌هایم وقتی دو مشتم را می‌بوسیدیم برای تیام و امیربردیا فرزندانم بود اما شادی گل دیگرم را نمی‌توانم دلیلش را بگویم.

از ویژگی های شخصیتی خود بگویید!

از دروغ متنفرم و آدم صبوری هستم.

علایق شما چیست؟

در فوتبال خارجی به تیم های اینتر و میلان علاقه دارم.

عاشق فیلم و سینما هستم و هنرمندان مورد علاقه‌ام آقایان امین حیایی و بهرام رادان هستند.

علاقه خاصی به موسیقی های لایت و آرامش‌بخش دارم.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما