وبلاگ

زندگینامه دیل کارنگی نویسنده و سخنران آمریکایی

زندگینامه دیل کارنگی

دوستان عزیز:

ما در بنیاد موفقیت دکتر محمدزاده قصد داریم شما را با دیل کارنگی آشنا کنیم. زندگینامه فوق‌العاده جالب او برای درک بهتر در قالب پرسش و پاسخ به شرح زیر می‌باشد. با ما همراه باشید.

 

خودتان را برای ما معرفی کنید.

دیل هاریسون کارنگی (دیل کارنگی) هستم، متولد 24 نوامبر 1888 در شهر مری ویل در کشور آمریکا که در عرصه نویسندگی و سخنرانی فعالیت دارم.

آقای دیل کارنگی در خصوص خانواده خود برای ما بگویید.

من در خانواده ای فقیر و کشاورز متولد شدم و دومین پسر آقای ویلیام کارنگی و آماندا الیزابت هاریسون بودم. صبح زود از خواب بیدار می شدم و در دوشیدن شیر گاوها به خانواده ام کمک می کردم.

زمانی که خردسال بودم خانواده ام به بلتون میزوری مهاجرت کردند.

تحصیلات شما چگونه سپری شد؟

تحصیلاتم را در شهرم ادامه دادم اما در ادامه برای تحصیل در رشته بازیگری عازم نیویورک شدم.

پس از دانشگاه به چه شغلی مشغول شدید؟

شغلم بعد از دانشگاه فروش دوره‌های مکاتبه‌ آموزشی به دامداران بود. پس از آن به فروش گوشت خوک، چربی خوک و صابون روی آوردم.

در گسترش حوزهٔ تجارتم در شمال اوماها و نبراسکا بسیار موفق بودم.

همچنین در نیویورک با یک شرکت مسافرتی آغاز به همکاری کردم.

چرا با وجود موفقیت در فروشندگی آن را رها کردید؟

بعد از پس‌انداز کردن ۵۰۰دلار فروشندگی را در سال ۱۹۱۱ رها کردم تا به آرزوی دیرینه‌ام که تدریس و سخنرانی در شاتاوکاوا بود برسم.

به این خواسته رسیدید؟

من خیلی زود از آکادمی آمریکایی هنرهای تجسمی در نیویورک سر درآوردم. در بازیگری نیز کم و بیش موفق بودم و حتی نقش (دکتر هارتلی) را در نمایش (Polly of the circuss) بازی کردم.

بعد از پایان پروژه به نیویورک بازگشتم و بیکار و تقریبا شکست خورده بودم.

از ازدواجتان بگویید.

در سال های بعد از جنگ جهانی اول با یک کونتس مطلقه ازدواج کردم. زمانی که ازدواجم به جدایی کشید، به ایالت برگشتم.

در سال 1944 نیز با دورتی پریس واندرپول ازدواج کردم.

یک فرزند دختر به نام دونا دیل کارنگی نیز دارم که معتقدم توانستم برایش پدری کنم.

در زمان احساس شکست و برای فرار از آن چه کردید؟

در آن جا ایده تدریس سخنرانی عمومی به ذهنم رسید و مدیر “وای ام سی ای” اجازه داد تا یک کلاس را با پرداخت 80 درصد درآمد خالص به او، در آن جا برگذار کنم.

اولین جلسه از این تدریس چه دستاوردی داشت؟

در اولین جلسه اصرار داشتم که دانشجویان درباره “چیزی که آن ها را خشمگین می کند” صحبت کنند و کشف کردم که این روش باعث شده است که سخنرانان نتوانند مخاطب را مخاطب قرار دهند.

درخصوص افراد حق نشناس چه نظری دارید؟؟

از حق نشناسی دیگران نرنجید، چون ناسپاسی برای بشر یک امر طبیعی است. از این رو اگر ما به امید حق شناسی باشیم، بی جهت خود را به بیماری های مختلفی دچار خواهیم کرد.

از افراد سرشناس امروزی چه کسی شاگرد شما بود؟

وارن بافت یکی از ثروتمند ترین مردان جهان و بسیاری افراد سرشناس دیگر از شاگردانم بوده اند.

پرفروش ترین اثر شما چه کتابی است؟

کتاب آیین دوست‌یابی، در سال ۱۹۷۳ مبدل به یک کتاب پرفروش شد و موفق‌ترین کارم بوده است.

تا سال ۱۹۵۵، حدود ۵ میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفت و به ۳۱ زبان ترجمه شد.

نگارش این کتاب دلیل خاصی داشت؟

کمیته‌ای در دانشگاه شیکاگو یک تحقیق راجع به امیال عموم مردم جامعه انجام دادند که نتیجه حاصل شده حکایت داشت مردم بعد از خواستن سلامتی علاقه‌مند هستند بدانند چطور می‌توانند روی باقی مردم تأثیر بگذارند، بنابراین تصمیم گرفتند که دوره‌ای برای بزرگسالان در مریدن بگذارند تا این مسائل را برای آنها آموزش دهند، اما کتابی برای تدریس پیدا نکردند، زیرا تا آن زمان هیچ کتابی در این باره نوشته نشده بود.

بنابراین تصمیم گرفتم تا خودم دست به کار شوم و اولین کتاب را براین اساس بنویسم.

تا به امروز مجموعا چند کتاب از آثارتان به فروش رفته؟

به طور کلی تاکنون بیش از ۵۰ میلیون نسخه از کتاب‌هایم به فروش رفته و به ۳۸ زبان ترجمه شده است.

یکی از شاخصترین و مهمترین ایده های شما چیست؟

یکی از شاخص‌ترین و مهمترین ایده هایم در کتاب‌ها این بود که می‌توان اخلاق هرکسی را با تغییر دادن رفتارمان نسبت به او، تغییر داد.

از نظر شما چه راه هایی برای جلب محبت مردم وجود دارد؟

6 راه برای جلب محبت مردم وجود دارد:

۱- صمیمانــه نسبت بــه غیر، علاقــه مند باشید.

۲- تبسمی بر لب داشتــه باشید.

۳- بــه یاد بیاورید کــه نام هر کس برای او شیرین ترین و مــهمترین لغت قاموســهاست.

۴- شنیدن را بیاموزید، طرف خود را بــه شوق آورید کــه از خود سخن بگوید.

۵- با مخاطب از آنچــه دوست دارد صحبت کنید.

۶- صمیمانــه و صادقانــه اهمیت او را برای خودش آشکار سازید.

در خصوص افرادی که قصد فریب ما را دارند باید چگونه رفتار کرد؟

اگر اشخاص خودخواهی تلاش دارند شما را بفریبند، نامشان را از لیست نامــهای همنشینان خود خط بزنید، اما هرگز درصدد انتقام جویی برنیایید، زیرا اگر چنین کاری بکنید، خود را بیشتر از آن اشخاص آزار داده اید.

نظر شما در خصوص افرادی که کار امروز را به فردا موکول می کنند چیست؟

کسانی کــه کار امروز را بــه فردا موکول می کنند، آنــهایی هستند کــه کار فردا را هم بــه پس فردا موکول خواهند کرد!

آقای دیل کارنگی از نظر شما مهمترین اصول موفقیت در زندگی چیست؟

شنونده خوب، وسعت دید، درس گرفتن از اشتباهات، یادگیری مدام، لذت بردن از کار، دلسوز بودن، خلق احساسات شخصی، غر نزدن، صداقت و لبخند.

از مهمترین و موفقترین آثارتان تعدادی را نام ببرید.

آیین زندگی(چگونه تشویش و نگرانی را از خود دور کنیم)

آیین دوست یابی (نام اصلی: چگونه می‌توان دوست یافت و در مردم نفوذ کرد؟)

آیین سخنرانی

هنر تکلم عمومی

تکلم عامیانه:دوره آموزش استاندارد مدارس آمریکا

تکلم عمومی برای موفقیت

لینکون

واقعیت‌های ناشنیده افراد معروف

به نظر شما ساده ترین و سختترین کار دنیا چیست؟

ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی و دشوار ترین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.

مدتی شما کافر شدید و دوباره به دین برگشتید!

بله، زمانی که از پدر و مادرم جدا شدم و وارد دانشگاه شدم، به مرور زمان تغییری در افکار من پیدا شد.

چه چیز باعث این تغییر در افکار شده بود؟

تحصیل علم الهیات، علوم اساسی فلسفه و علم تطبیق ادیان مرا نسبت به بسیاری از تعلیمات دینی مشکوک ساخت.

گیج و سرگردان شده بودم، نمی دانستم به چه چیز معتقد شوم و هیچگونه منظوری در زندگی بشر نمی دیدم.

دست از نماز و دعا برداشتم و کافر و بی دین شدم!

در ذهن خود چه ابهاماتی داشتید؟

عقیده پیدا کردم که حیات بشر سراسر خالی از هدف و نقشه است و خلقت بشر به همان اندازه فاقد منظور خدایی است که حیوانات ماقبل تاریخ که در دویست میلیون سال قبل در دنیا زندگی می کردند.

احساس می کردم که روزی نژاد بشر نیز مانند حیوانات ما قبل تاریخ که امروز اثری از آنها نیست معدوم خواهد شد .

از این قبیل ادعاها و ابهامات.

آیا اکنون جواب ابهامات خود را می دانید؟

خیر، هیچکس تاکنون نتوانسته است پرده از روی اسرار خلقت و حیات بردارد!

اکنون چه؟ همان شخص بی نماز هستید؟ همه چیز بیهوده است؟

قطعا خیر، اکنون جدای از گذشته هستم!

در حال حاضر چه نظری در خصوص خدا و دین دارید؟

این نظر من تنها نیست، امروزه جدیدترین علم، یعنی روان پزشکی، همان چیزهائی را تعلیم می دهد که پیامبران تعلیم می داده اند، چرا؟ به علت اینکه پزشکان روحی دریافته اند، که دعا و نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین، نگرانی ، تشویش ، هیجانات و ترس را که موجب بیم بیشتری از ناخوشی های ماست برطرف می سازد.

پس دین و مذهب حقیقت دارد؟

قطعا! اگر مذهب حقیقت نداشته باشد، زندگی بی معنی و پوچ است.

به نظر شما در زمان یأس و ناامیدی چه باید کرد؟

بسیاری از ما وقتی از زندگی بستوه می آییم و به آخرین حدّ نیروی خود می رسیم، در ناامیدی و یأس رو بسوی خدا بر می گردانیم. البته در موقع گرفتاری هیچ کس منکر خدا نیست!

اما چرا هر روز تجدید قوا ننمائیم؟ چرا برای نماز و عبادت منتظر فرا رسیدن روز معینی شویم؟

من هروقت احساس می کنم که احتیاج به دعا و نماز دارم، فوراً در اولین نماز خانه ای که در سر راه خود بیابم، به آنجا می روم و به دعا و نماز می پردازم.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما