جلسه چهارم دوره دکترای عزت نفس بگیرید

صفحه دیدگاه‌ها و تمرینات مربوط به جلسه چهارم دوره عزت نفس

افرادی که عزت نفس پایینی دارند به اصل تکامل جهان هستی توجهی ندارند و همیشه فکر می‌کنند که در همون لحظه باید بهترین در حوزه خودشون باشند و چون این از لحاظ قوانین هستی امکانپذیر نیست، ناامید و افسرده میشن و دست از کار و تلاش برمی‌دارند. درحالیکه ما باید در جهت خواستمون گام برداریم و تلاش کنیم و عجله‌ای هم نداشته باشیم چون قانون تکامل میگه که شما گام به گام به موفقیت نزدیک میشین و مهم اینه که شما هر روز نسبت به دیروزتون بهتر باشید. هروقت گام اول رو برمی‌دارید، گام بعدی بهتون گفته میشه و ایده‌های بعدی به ذهنتون الهام میشه.

ما باید خودمون با تمام عیب و نقص‌هامون دوست داشته باشیم. افراد موفق توانایی‌هاشون می‌شناسند و اونارو بیشتر و بهتر از عیب و نقص‌هاشون می‌بینند. به عبارت دیگه تمرکزشون رو بر روی نقاط قوت خودشون میذارن و نه بر روی نقاط ضعف. قوانین جهان هستی اینو میگه که اگر ما روی نقاط مثبتمون تمرکز کنیم مسلما اون نقاط مثبت در زندگیمون و در توانایی‌هامون بیشتر و بیشتر میشه و احساس شعف عالی برای خودمون ایجاد می‌کنیم. این احساس، باعث بیشتر شدن انگیزه و تلاش ما در جهت رسیدن به اهدافمون میشه.

تکامل یعنی موفقیت‌ها و مهارت‌ها گام به گام بدست میاد، ما فقط باید تلاش کنیم کالای دوممون بهتر از کالای اولمون باشه. ما فقط باید خودمون رو با خودمون مقایسه کنیم و نه با هیچکس دیگه! ما باید بدونیم که عجله و مقایسه باعث ناامیدی ما میشه و حرکت و انگیزه‌ی مارو کم می‌کنه.

کمالگرایی ریشه در باورهای غلط ما داره که ما نمی‌دونیم که باید مدارهای موفقیت رو طی کنیم، ما نمی‌دونیم که مرحله به مرحله قراره به موفقیت برسیم، به ثروت، به روابط خوب، به سلامتی عالی و غیره وقتی می‌رسیم که متوجه قانون تکامل بشیم و کمالگرایی رو کنار بذاریم.

افرادی که عزت نفس بالایی دارند دنبال تضمین برای رسیدن به هدفشون نیستند و مطمئن هستند که خدای مهربون اونهارو در زمان و مکان مناسب در موقعیت عالی قرارشون میده.

افرادی که عزت نفس پایینی دارند وقتی کسی ازشون تعریف می‌کنه، میگن منو داری مسخره می‌کنی! اصلا نمی‌تونند قبول کنند که توانایی‌هایی دارند و کلا در مقابل تعریف دیگران گارد می‌گیرند. ما باید عادت کنیم که وقتی دیگران از ما و خانواده ما تعریف می‌کنند سعی کنیم ما هم در جواب از اونها تعریف کنیم چون قوانین جهان هستی میگه که هرچی رو تحسین کنی ازون چیز در زندگیت بیشتر اتفاق میفته.

کنترل ورودی‌های ذهن یکی از مهمترین پارامترها برای ایجاد احساس خوب هست و وقتی ما تمرکز ذهنمون رو روی خوبی‌ها بذاریم مسلما برای خوبی‌ها دعوتنامه می‌فرستیم. این درحالیه که خیلی از افراد با گوش دادن به اخبار و اتفاقات بد حس و حالشون رو بد نگه می‌دارند و اتفاقات بد رو در زندگیشون بیشتر و بیشتر می‌کنند. فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی در ناخودآگاه ما تاثیر بدی دارند چون باورهای مارو تحت تاثیر قرار میدن و تغییر باور بسیار سخت است. اگر هم فیلمی خواستید نگاه کنید فیلم انگیزشی نگاه کنید. فایل‌های صوتی گوش کنید و در سمینارهای موفقیت شرکت کنید.

تمرینات جلسه چهارم

1- جاهایی رو که کمالگرا بودید و گامی برنداشتید رو بنویسید و جاهایی رو که کمالگرا نبودید و با تمام عیب و نقص‌هاشون شروع کردید و گام به گام به موفقیت رسیدید رو بنویسید.

2- اگر کسی از شما یا خانوادتون تعریف کرد شما هم در جوابش ازش تعریف کنید یا حتی ویژگی‌های دیگه خودتون رو هم بگید.

3- ورودی‌های ذهنتون رو با کتاب، فایل‌های صوتی و سمینارهای موفقیت کنترل کنید.

 

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط با این مقاله را نیز بررسی کنید

5 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • با سلام خدمت شما و دوستان عزیز
    درباره این ویس بهتره بگم که من به خاطر باور اشتباه کمال گرایی به خاطر این که از سفر برگشته بودم و دنبال این بودم که شرایط خوب در خونه و کارهای خونه و کارهای عقب افتاده ایجاد بشه و بعد بیام سراغ گوش دادن به این ویس و انجام تمرینانتش مدام این کار رو به تاخیر مینداختم درحالیکه ذهنم در عذاب انجام ندادنش بود تا اینکه امروز رفتم برای تقسیم شدن بین مدارس و وقتی متوجه شدم که من را در یک مدرسه دوردست انداختند ابتدا سعی کردم روحیه خودم را حفظ کنم ولی هرچی بیشتر به دیوارها و درهای خراب مدرسه نگاه میکردم ناامید میشدم و کم کم شروع کردم به سرزنش خودم.
    با خودم می گفتم که تو خودت رو به کجا رسوندی؟از مدارس خوب شهرت حالا اومدی اینجا و حسابی احساس گناه میکردم و این احساس باعث ناراحتی و خمودگی من شده بود تا اینکه عصر خبری رو شنیدم و این خبر باعث احساس گناه بیشتر من شد اما همه ی حرف های شما به ذهنم رسید و تلاشمو کردم و بلند شدم و سعی کردم حال خودمو خوب کنم و اولین تصمیمی که گرفتم این بود که ویس شما رو گوش بدهم و جالب اینکه ویس شما دقیقاً درباره مشکلات من بود اول درباره کمال‌گرایی صحبت کردید که من خودم در خیلی از جاها این کمال گرایی مثل همین امروز باعث آسیب دیدنم شده بود و مورد دوم اینکه شما در ویس گفتین که خودمون رو باید دوست داشته باشیم و توجه روی نقاط مثبت باشه و من متوجه شدم که خودم رو بعد از ۵ سال هنوز برای کنکور سراسری با اینکه سالها ازش میگذره دارم سرزنش می کنم و نقاط مثبت خودم و زندگی الان را نمی ببینم و سعی دارم به خودم احساس گناه بدم و متوجه شدم که این واقعاً ویژگی آزاردهنده ای هست و باید برای رفع کردنش حسابی تلاش کنم. در مورد کنترل ورودی های ذهن هم حرف شما کاملا درسته مدتی من یک سریال را نگاه می‌کردم و جالب این بود که یک مفهوم منفی که حالا درون سریال بود و ذهنم رو آزرده بود سه شب متوالی خواب اون مفهوم رو میدیدم و بعد از آن تصمیم گرفتم که دیگه اون سریال رو نبینم اما باز در دوره ای که در مسافرت بودم کتاب صوتی را با همسرم داخل ماشین گوش میدادیم که یک رمان غمگین بود و جالب اینکه بلافاصله متوجه شدم که دو مرتبه در خواب ترس های شخصیت اصلی رو میبینم و بعد از اون هر موزیک یا فیلم یا کتاب غمگینی رو حذف کردم و واقعا از تاثیر ورودی های ذهن مطمئن شدم و برای کنترل بهتر ورودی های ذهن کاری که کردم این بود که پیج اینستاگرام خودم رو محدود کردم و تلاش کردم مدتی از فضای مجازی خودم رو دور نگه دارم تا کمی در جهت آرامش روح و روان خودم قدم بردارم. درباره تمرین اولتون که گفته جاهایی که کمال گرا بودم و بخاطرش موفق نشدم رو بنویسم:
    1) من در کنکور سراسری و به خاطر همین ویژگی کمال گرایی حاضر نبودم درس بخونم و بقول خودتون به هوای شنبه ای بودم که به بیاد و من درس خوندنو شروع کنم اما اون شنبه هیچوقت نرسید و تمام شد اون سال.
    2) مورد بعد درباره توانایی ای هست که بهش علاقه دارم ( نقاشی) اینکه من همیشه احساس میکردم نقاشی های من ارزش فروش نداره چون کلاس نرفتم و هرچی که هست از تلاش خودم داخل خونه بوده و به خاطر همین هیچ گامی برای این قضیه بر نداشتم و الان وقتی که امروز با خودم گفتم که تو معلم شدی و قراره داخل مدرسه دوردست تدریس کنی متوجه شدم که خودم سرزنش می کنم به خاطر کنکور سراسری نه به خاطر اینکه در نقاشی حرفه ای نشدم و هنوز ذهن من نسبت به حرفه نقاش بودن مانع داره.
    3)مورد بعدی درباره رانندگی هست که بعد از این که آزمون کتبی را قبول شدم و بعد از اون دو بار در آزمون شهری رد شدم آن را رها کردم و انتظار داشتم که همون بار اول قبول شم و الان مطمئنم که این ویژگی کمال گرا بودن من بوده که من چند سال عقب انداخته.
    4) مورد بعد گوش دادن به همین ویس ها و تمرینات جذب هست که همش منتظرم شرایط خوب بشه تا من شروع کنم کارم رو و دنبال شرایط خوب برای شروع خوبم در حالی که این درست نیست واقعاً.
    5)مورد آخر درباره ارتباط معنوی من با خدا هست و اینکه من همش منتظر شرایطی هستم که حال من را دگرگون کنه و این مدت بعد از گوش دادن به ویس احساس گناه تلاش میکردم که این احساس سمی روکنترل کنم و در مواقعی که نمیتونستم یاد شما و حرف قشنگی که من زده بودید می افتادم که این بود که تلاش کن کنترلش کنی احساس گناه رو رو اما اگر نتونستی کنترلش کنی تلاش کن کاری که بهت احساس گناه میده رو انجام بدی تا این احساس سمی وجود نداشته باشه.
    بعداز این موارد هم میرم سراغ موردهایی که کمال گرا نبودم و باعث موفقیتم شده :
    1) اول درباره درس ریاضی در دوره راهنمایی من بود و در دوره ابتدایی ریاضی خیلی ضعیفی داشتم اما وقتی وارد دوره راهنمایی شدن به خاطر علاقه‌ای که به بابام و معلم ریاضی داشتم و پدرم هم معلم ریاضی بودند شروع کردم به خوندن ریاضی و اینطوری بود که من در واقع مشکلات و ضعف های درسیم را پذیرفتم شروع کردم به کار کردن و یک کتاب تست داشتم که اون رو بارها و بارها مرور کردم و حتی سعی میکردم به صورت کامل رو یاد بگیرم بعد از این که این مراحل طی شد این درس نقطه قوت من شده بود.
    2)مورد بعد برای درس های دانشگاه و ارائه ها سعی می‌کردم از یک ماه قبل برنامه ریزی می کردم اما بخاطر کمال گرایی کارها به آخر منتقل میشد و در اون لحظه ها سعی می‌کردم مرحله به مرحله با تمرکز کافی و تقسیم مطالب اونهارو ارائه بدم و نتیجه اکثرا خوب بود.
    3) شنا کردن : من شنا کردن رو داخل خود استخر بدون کلاس یاد گرفتم و سعی کردم با دیدن دیگران و پرسیدن ازشون کاملاً یاد بگیرم و الان هم تقریبا کامل بلدم و در هر بار استخر اومدن هر چیزی که یاد میگرفتم رو تا آخر تمرین میکردم و کم کم شنام خوب شد.
    4)آشپزی :من به خاطر اینکه قبل از ازدواجم اصلاً آشپزی نمی کردم از آشپزی کردن خیلی می ترسیدم اما بعد از اینکه ازدواج کردم شرایط مرا مجبور کرد که شروع کنم و سعی کردم کم کم همه چی رو یاد بگیرم و به مرور زمان مشکلات رو حل کنم.
    امروز وقتی که ویس شما رو گوش میدادم درباره ی کمال گرایی یاد این افتادم ک هیچ معلمی در همان جلسه اول نمیاد از دانش آموزش الفبای فارسی رو به طور کامل بپرسه بلکه در طول یکسال تحصیلی کم کم حرف به حرف دانش آموزان حروف رو یاد می‌گیرند تا در انتها بتونن بنویسن و این دقیقاً نشونه این هست که برای موفق شدن و حرفه ای شدن نباید کمال گرا باشیم.
    ممنون از ویس های خوبتون واقعا امروز به من انرژی داد و حال من را خیلی خیلی خیلی خوب کرد انشاالله که خوشبخت و موفق باشید. 🌷🌹

    • سلام فاطمه عزیز
      بسیار عالی تمرین رو انجام دادی.
      کارهایی که باید انجام بدی اما به تدریج و با آرامش و بدون عجله:
      ۱- یک کلاس نقاشی ساده ثبت نام کن و برو شروعش کن.
      ۲- برای امتحان عملی رانندگی هم ثبت نام کن و اقدام کن.
      ۳- گذشته را رها کن و اصلا خودت رو بخاطر کنکور و چیزهای دیگه سرزنش نکن و فقط ازش درس بگیر که باید در موضوعات دیگه کمال‌گرایی رو کنار بذاری

      این جمله رو یک جا بنویس:
      ***کارهای کوچک روزانه اثرات شگفت‌انگیز سالانه دارد***

      و هر موقع این جمله رو دیدی بدون که باید متعهدانه روزی حداقل نیم تا دو ساعت برای اهدافت مثل نقاشی وقت بذاری.
      یعنی حتی اگر از آسمون سنگ هم می‌بارید، باید روزی دو ساعت برای موفقیت در شغل مورد علاقت گام برداری.
      یادت باشه تاثیرات این دوره وقتی برات بیشتر میشه که بتونی بصورت پیوسته و دائمی وویس‌هارو گوش کنی و تمرینات انجام بدی.🌹

  • با عرض سلام و ادب به اقای دکتر و دوستان عزیز
    امیدوارم حال همتون خوب باشه

    تو این کامنت قراره تمرینات جلسه چهارم رو که درباره “کمال گرایی” افراد هستش رو انجام بدیم.

    ابتدا 2 تا از مهم ترین جمله هایی که اقای دکتر در این جلسه گفتن رو بنده اینجا تایپ کنم ک بسیار زیبا و عالی هستش و همیشه در نظرها باشه:

    ” همه تغییرات طبق قانون تکامل گام به گام و به ارامی انجام میشه و اتفاق میفته.
    برای تغییرات باید گام برداریم و شروع کنیم تا تغییر کنیم تا به تکامل برسیم
    اینجا منظور از تکامل همون هدف نهایی هستش که تو ذهن ما وجود داره.
    در قدم های بعدی ک برمیداریم ابزار های لازم به ما الهام میشه از طرف خداوند و زندگی و نباید نگران باشیم
    مثل ماشینی که در شب فقط 100 متر جلوش دیده میشه ولی همین ک شروع کنیم به جلو رفتن بقیه مسیر نیز برامون مشخص میشه.
    اگر عیب و نقص نباشه جهان پیشرفت نمیکنه.


    تمربنات:

    1. من میخواستم کد نویسی رو یادبگیرم
    خیلی موقع شروع کردن کمال گرا بودم و هر جا که ب کوچیک ترین مشکلی میخوردم بیحیال میشدم
    ولی ی روز تصمیم گرفتم ک بیحال نشم و هرجور شده حتی با پرسوجو کردن یاد بگیرم
    و این اتفاق افتاد و من موفق شدم که زبان برنامه نویسی مورد علاقمو یاد بگیرم.

    2. من در ورزش کردن بسیار کمال گرا بودم
    یادم میاد اون موقع که کلاس بدمینتون ثبت نام کردم به هر وسیله ای ک نیاز داشتم دنبال بهترینش بودم
    و تا پیدا نمکردم و تهیش نمیکردم شروع ب بازی کردن نمیکردم
    ولی همین با اون وسایلی که از قبل داشتم شروع کردم به بازی و در باشگاه با کسایی اشنا شدم ک منو راهنمایی کردن تا راکت و بقیه وسیله ها رو از کجا و چجوری تهیه کنم.

    3. یکی از مشکلاتی که کمال گرایی برای من درست کرده بود مربوط به شخصیت من بود.
    من ادمی بودم که برای وارد شدن به یک جمع جدید حتما باید لباس های نو میخریدم وگرنه اصلا به دیدو باز دید و دیدار های دوستانه نمیرفتم و کارم شده بود که ماهی چند بار برمخرید
    تا اینکه ی روز ب خودم اومدم که ملت اصلا یادشون نیس که تو دفعه قبل چی پوشیدی و با رفتن ب مشاوره و مشورت با چند تا از دوستام به این نتیجه رسیدم که کاری بسیار عبس و بیهوده داشتم انجام میدادم و جز اصراف و زیاد مالی هیچ چیزی برای من نداشت.

    ی مدتی من خیلی داشتم خودمو سرزنش میکردم بخاطر تمام اشتباهاتی که در طول روز انجام میدادم و همه چی رو به رخ خودم میاوردم که اشتباه کردمو باید فلان کارو میکردم. ولی خودمو اصلاح کردم و عزت نفسمو بالا بردم و دیگه این حرکات اشتباه رو انجام ندادم.

    در من خجالتی وجود داشت که قدر ی غول بودش. طوری که از رفتن به هر جمعی خجالت میکشیدم چ برسه ب جمع جدید. لپام گل مینداخت وقتی تو ی جمعی حرف میزدم و نمیتوسنتم حرفمو بگم و صدام منقطع میشد و همش بخاطر کمال گرایی به این فکر بودم ک باید مثل کسی مه جلو یک جمع چندهزارنفره سخنرانی میکنه رفتار کنم.
    ولی اینو کنار گذاشتم و رفتم سراغ اینکه مرحله مرحله و تک و تکی با ادم های جدید اشنا شدم و سپس وارد جمع های موچیک جدید شدم و سپس وارد اکیپ های بزرگتری شدم
    هموزم ک دقت میکنم اون استرس اولیه اشنایی با فرد جدید برام وجود داره ولی چیزی که تغییر کرده اینه ک مقدارش خیلی کمه و خیلی زود پس از چند ثانسه از بین میره ولی قبلا تا اخرین لجظه باهام بودش و خدا خدا میکردم ک اون جمع یا مهمونی هرچی سریع تر تموم شه.

    “درس گرفتن از اشتباهات باعث پیشرفت و یادگیری میشه”

    تمرین دوم رو هم انجام دادم. واقعا موثره
    حتی باعث نزدیک شدن طرف مقابل بهت میشه و یاعث میشه صمیمن بینتون شکل بگیره
    این کارو حتما با پارتنرتون هم انجام بدید.

    تعریف و تمجید از ویژگی های دیگران باعث تقویت عزت نفس شما میشه و حتما این کار رو انجام بدید.

    من مدت ها پیش وقتی کسی ازم تعریف میکرد خجالت میکشیدم و سرمو پایین مینداختم ولی الان اینطوری نیس و با ازای هر ویژگی خوبی ک از من بگه من 2 یا چندتا از ویژگی های خودشو میگم.

    ” ورودی های ذهن بسیار مهمه. پس به تغذیش دقت کن ”

    “اخبار معمولا روی خبرهای بد زوم میکنه و بولدش میکنه براتون تا مخاطبشون زیاد بشه نگاه نکنید بهتره “

    • احسنت بر علیرضا عزیز واقعا عالی توضیح دادی و نکات مهم رو بصورت خلاصه گفتی.
      نگاه به جزئیات زندگی با نگاه بررسی بسیار باعث افزایش عزت نفس میشه و باید یادمون باشه که این کمال‌گرایی همیشه همراهمون هست.
      ما در این دوره یاد گرفتیم که هر جا دیدیم کمااگرایی میکنیم و قدم برنمیداریم، باید عامدانه قدم‌های عملی رو مشخص کنیم و اقدام کنیم.

      ممنونم از تمرینات خوبی که انجام میدید

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

پیشنهاد ما به شما